تبليغاتX
جوانان سوسیالست ایران
خويشاوند نزديك هر انساني

دكتر محمد ملكي اولين رئيس دانشگاه تهران بعد از انقلاب و از اولين هايي است که از سمت خود استعفا دادند. با او درباره دانشگاه، از دوران انقلاب فرهنگي تا امروز گفت و گو کرده ايم. دکتر ملکي معتقد است "وضعيتي كه بعد از انقلاب براي اساتيد به وجود آمده طوري است كه يا استاد به آنچه به آن اعتقاد دارد عمل مي كند يا نفاق ورزيده و دروغ مي گويد." متن اين مصاحبه در پي مي آيد.

چه عاملي سبب شد بعنوان رئيس دانشگاه تهران انتخاب شويد؟
پس از انقلاب به پيشنهاد آقاي طالقاني، سرپرست شوراي مديريت دانشگاه تهران [در واقع رئيس دانشگاه تهران] شدم.

مديريت شما چقدر ادامه داشت؟
ما بصورت شورايي دانشگاه را اداره مي كرديم كه انقلاب فرهنگي و به تعبير من كودتاي فرهنگي، بوقوع پيوست و برخوردهاي وحشيانه اي كه تحت اين عنوان و به بهانه اسلامي كردن دانشگاهها صورت گرفت، سبب شد دسته جمعي استعفاء دهيم.

تمكين نكردن به دستورات حكومتي علاوه بر اخراج محترمانه [استعفاي اجباري] پيامد ديگري هم داشت؟
بله. در سال 60 به بهانه اينكه دانشگاه را در اختيار گروههاي گوناگون قرار داده ام و همچنين دلايل ديگري كه براي همه ذكر مي كنند، دستگير شدم و تا سال 65 در زندان بودم.

آنوقت ها بحث هايي درباره چگونگي انقلاب فرهنگي در گرفت كه يكسو شما و طرف ديگرش عبدالكريم سروش بود. بعد هم که شما استعفا داديد، امااخيراً در اين زمينه بحث هايي در مطبوعات مطرح شده که ديدگاه هاي مختلفي در مورد آنها وجود دارد. مي توانيد به ريشه هايش اشاره كنيد؟

من با دكتر سروش درگيري نداشته ام، اما در مصاحبه اي كه با روزنامه هم ميهن داشتم به انقلاب به اصطلاح فرهنگي پرداختم. در آن مصاحبه گفتم كه در زمان شروع آن برخوردها، من، دكتر ناصر كاتوزيان و جمعي از اساتيد ديگر، به خدمت دكتر سروش رفته و اعلام كرديم كه اگر قرار است تغييراتي در دانشگاه انجام شود بايد با تصميم دانشگاهيان باشد نه افرادي مثل شما و ديگران كه از حزب جمهوري و گروههاي سياسي ديگر انتخاب شده ا ند. در آن زمان بحث هاي سختي بين ما در گرفت كه در اين گفتگو آنها را بطور مختصر آوردم چون نمي خواستم دشمن راشاد كنم؛ به هر حال دكتر سروش هم مثل ما مغضوب حاكميت واقع شده اند.

به مغضوب شدن اشاره كرديد. امروزهم امثال كديور، ‌كاووسيان و... خانه نشين مي شوند. شما چه اهدافي را پشت اين روند مي بينيد؟
ابتدا بايد روشن شود كه استاد چيست و كيست؟ افراد براي احراز درجه استادي بايد داراي صلاحيت هاي ويژه اي باشند و اين صلاحيت ها سواي مدارج علمي است. يعني استاد بايد بتواند پيرامون مسايل متعدد با دانشجو به بحث بپردازد، اعتقاداتش را به آنها منتقل كند و توانايي پاسخگويي به پرسشهاي شاگردانش را داشته باشد. چون دانشجو ذات پرسشگري دارد و چنانچه پاسخ درستي نيابد، ذهنش كار آمد نخواهد شد. اما وضعيتي كه بعد از انقلاب براي اساتيد به وجود آمده طوري است كه يا استاد به آنچه به آن اعتقاد دارد عمل مي كند يا نفاق ورزيده و دروغ مي گويد. بگذاريد طور ديگر بگويم؛ استادي كه در جهت خواست حكومت رفتار كند، محبوب و آنكه مستقل عمل كند، مغضوب مي شود. در اين زمينه مثال مي زنم: فرض كنيد استادي در كلاس و بحث اقتصادي، در حال پاسخ دادن به سئوال دانشجويي پيرامون نظرات اقتصادي آقاي احمدي نژاد ـ مثلاً كاهش سود بانكي و رابطه اش با تورم، است. اين استاد دو راه بيشتر ندارد يا مي گويد كار درستي است يا با دلايل مستدل نادرستي اش را اثبات مي كند. اينجاست كه برخوردها شروع ميشود بخصوص كه حكومت هم توتاليتر واستبدادي باشد و مضاف به اينكه يدك ديني را هم به دنبال بكشد.متاسفانه در طول تاريخ هر كس با حاكمان ديني و نظراتشان مخالفت كرده، مورد غضب واقع شده است. بنابراين شرايط براي فعاليت اساتيد و حتي دانشجويان بسيار سخت شده و به طور خلاصه، هدف همراه كردن دانشگاه با نظام است. نمونه هايي كه در دانشگاهها و مخصوصاً « پلي تكنيك » ديده شد، مصاديقي تأسف بار است. ديديم كه نشرياتي را ساختند و پرداختند و بعد به گردن دانشجويان گذاشتند و آنها را روانه زندان كردند.

فكر مي كنيد اين وضعيت به انقلاب فرهنگي دوم منتهي شود؟
در سال 59 كه كشور از شرايط ويژه و انقلابي برخوردار بود، به بهانه پاكسازي و اسلامي كردن وارد دانشگاهها شدند وهزاران استاد و دانشجو را اخراج كردند [بماند كه چه برخوردهاي وحشتناكي شد و چه تعداد به زندان رفتند و كشته شدند]. پس از چند سال كه دانشگاهها بازگشايي شد، گروهي به نام انجمن هاي اسلامي [دفتر تحكيم وحدت] با نمايندگي ويژه از حاكميت، تعدادي را با گذراندن از فيلترهاي سخت و فراوان استخدام كردند يا به دانشگاه بر گرداندند. هدف از انقلاب به اصطلاح فرهنگي اين بود كه دانشگاه را مطيع خودشان كنند تا چيزي به نام انتقاد و پرسش گري وجود نداشته باشند. حالا پس از سالها كه نتوانسته اند به اهدافشان برسند، انقلاب به اصطلاح فرهنگي دوم را زمزمه مي كنند.

جالب است؛ هيچ وقت « به اصطلاح» را جا نمي اندازيد؟
خب‌ ! من اعتقادي به كاربرد عبارت انقلاب فرهنگي در اين زمينه ندارم و آن را كاملاً نا صحيح مي دانم. انقلاب فرهنگي مفهوم بزرگ و گسترده اي دارد اما حاكميت اين عنوان را بر بستن دانشگاهها و انتقام گيري هايش گذاشته است.

درباره احتمال انقلاب فرهنگي دوم بحث مي كرديم.
بله، ابتدا بايد از اينها پرسيد كه از برخوردهاي تاسف بار اول چه نتيجه اي گرفتيد كه دنبال دومي اش هستيد؟ مگر آن يكي كه منجر به حادثه وحشتناك 18 تير 78 كوي دانشگاه تهران وتبريز و... شد، چه دستاوردي داشت؟ حاكميت بايد تكليفش را با مردم روشن كند. يا بايد حوزه [كه علميه هم به آن اضافه شده] را جايگزين دانشگاه کرد، يعني به مسايل ديني بسنده كرد يا دانشگاه را با تمامي ويژگي هايش به رسميت شناخت؛ ويژگي دانشگاه هم نقادي حكومت، اظهار عقيده و تحقيق كردن است. اين موضوع بارها گفته شده كه فرق حوزه و دانشگاه در تقليد حوزويان و تحقيق دانشگاهيان است. يعني حوزه مقلد پرورش مي دهد، دانشگاه محقق. روشن است كه اهل تحقيق انسانهايي آزاده اند و زير بار زور نرفته و هر چيزي را نمي پذيرند.

درباره حوزوي كردن دانشگاهها صحبت كرديد . به بحث وحدت حوزه و دانشگاه كه در انقلاب فرهنگي ريشه داشت، اشاره مي كنيد؟
پس از بازگشايي دانشگاهها اين موضوع در دستور كار قرار گرفت. البته من در حال آماده كردن تحقيقي در اين زمينه ام كه به زودي چاپ خواهد شد. بحث حوزه و دانشگاه از سال 1313 پس از تاسيس اولين دانشگاه توسط رضا خان در تهران، شروع شد. تا قبل از آن مسائل علمي، فرهنگي و مذهبي در اختيار حوزه ها بود و مي بينيد كه روحانيون به همديگر علما مي گويند. اما از آن سال رقيبي براي حوزه ظهور كرد كه ديدگاه هايش در موارد علمي، فرهنگي و حتي ديني متفاوت بود. بنابراين درگيري هايي رخ داد. گاهي دعوا، گاهي آتش بس ! پس از انقلاب سعي شد دانشگاه به زير مجموعه اي از حوزه تبديل شود. پس از بازگشايي دانشگاهها آقاي خميني شعار وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح كرد كه دفتر تحكيم وحدت اسمش را از آنجا گرفت. اين دفتر مسئوليت بر قراري و تداوم وحدت و حوزه و دانشگاه بود. اما طبيعي بنظر مي رسيد كه اين اتحاد نا صحيح باشد. نه از لحاظ علمي نه دارا بودن قدرت. چون تمام قدرت دست حوزه بود و مي توانست دانشگاه را ببلعد اما علم در دست دانشگاهيان و اين دوگانگي سبب شد كه چنين چيزي عملي نشود. هر چند كارهايي در اين راستا صورت گرفت از جمله احداث ساختماني بنام حوزه علم و صنعت در دانشگاه علم و صنعت توسط آقاي احمدي نژاد !

به پيدايش نام تحكيم وحدت اشاره كرديد. سابقه فعاليت انجمن اسلامي دانشجويان به گذشته هاي دور بر مي گردد. شما در اين تشكل عضويت نداشته ايد؟
من زماني كه دبيرستان بودم به عضويت نهضت مقاومت ملي در آمدم [يعني بعد از 28 مرداد] و سال 1339 در دانشگاه وارد كميته جبهه ملي شدم. تدريس را از سال 42 شروع كردم بنا بر اين اگر چه انجمن هاي اسلامي وجود داشت اما هيچوقت، چه قبل و چه بعد از انقلاب عضويت آنرا نداشته ام.

شما از دفتر تحكيم وحدت بعنوان نمايندگان ويژه حاكميت در همان سالهاي اوليه نام برديد. آيا همان علاقه و سابقه سبب شده كه تحكيمي هاـ همچنان و چند وقت يكبار‌ـ بديدار علماي قم مي روند؟
بنظرمن عنوان انجمن اسلامي يا دفتر تحكيم وحدت براي تشكل هاي منتقد حاكميت، اسمي نامتناسب است. شوراي انقلاب ـ مثلاً‌ ـ فرهنگي در زمينه فعاليت تشكلها، مصوباتي داشت كه يكي از آنها گنجاندن عبارت «اسلامي» در عنوان آنها بود.بگذريم كه بعدها بسيج دانشجويي چنين چيزي را رعايت نكرد و كسي هم چيزي به آنها نگفت ! اما تشكل هاي مورد بحث براي ادامه حيات مجبورند عنوان انجمن اسلامي را يدك بكشند. متاسفانه پس از آنكه اين گروه از اطاعت اصلاح طلبان سرباز زد [و قبلاً دعوت اقتدار گرايان را رد كرده بود] اتهامات بي ديني و لامذهبي و.... به آنها زده شد. اعضاي اين تشكل براي رد چنين اتهاماتي و با بيان اينكه اگر چه ما به حاكميت انتقاد مي كنيم اما ايراني و مسلمانيم، بديدار بعضي علما و مراجع تقليد مانند آقاي منتظري و آقاي اردبيلي و.... مي روند.

برويم سراغ اساتيد. بنظر شما چرا اساتيد از تشكلي قوي برخوردار نيستند تا در مواقع خاص به كمك شان بيايد؟ و اينكه چرا در اوضاع سخت و بحراني به حمايت دانشجويان نمي آيند اما در وضعيت عكس اين انتظار وجود دارد؟
در سال 1353 اساتيد بفكر تاسيس تشكل هايي افتادند. در آن زمان حدود 1000 استاد تشكلي بنام «جامعه دانشگاهيان» راه انداختند كه اوايل كارآمد بود اما با نفوذ دولت و فشارهاي وارده ضعيف شد. پس از آن و در تابستان 1357، دانشگاه پلي تكنيك ميزبان اساتيد زيادي از سراسر كشور بود كه «سازمان ملي دانشگاهيان ايران» را بنا نهادند. اين سازمان در پيروزي انقلاب حضور فعالي داشت و توانست تحصن 25 روزه اساتيد را در دبير خانه بر پا كند. قانون مدون اداره دانشگاهها كه بعد از انقلاب در تهران و سراسر كشور اجرا شد، محصول سازمان ملي دانشگاهيان ايران بود. اما پس از مدت كوتاهي كه از انقلاب گذشت، اجازه فعاليت از اين سازمان سلب شد. در واقع به هيچ گروهي اجازه فعاليت داده نمي شود مگر آنكه در راستاي خواست حاكميت رفتار كنند. مگر به كارگران‌، فرهنگيان، اصناف و... اجازه ميدهند كه به اساتيد بدهند؟ اما در مورد عدم حمايت اساتيد از دانشجويان بايد رو در بايستي را كنار گذاشت. اساتيد فيلترهاي متعددي را پشت سر گذاشته، به استخدام درآمده اند. تعدادي از آن ها نظام را مي پسندند اما عده اي دگر انديشند كه هميشه درگير گرفتاريها و مشكلات اند و قدرت و فرصت تاسيس مجموعه اي را نداشته اند. يادم مي آيد چند سال قبل گروهي سعي كردندمجموعه اي داشته باشند اما آنقدر سنگ پيش پاي شان انداختند كه چنين كاري عملي نشد. خب! در چنين وضعيتي انتظاري هم نمي توان از آنها داشت.

وضعيت مديريت فعلي دانشگاهها را چطور ارزيابي مي كنيد؟
البته من از همه دانشگاهها بي خبرم اما در بعضي جاها مديريتي اعمال مي شود كه نه مي شود گفت خنده دار و نه گريه دار! نمونه اش دانشگاه تهران. آقاي عميد زنجاني، رئيس دانشگاه تهران، قبل ازانقلاب پيش نماز معمولي مسجد لرزاده بود. پس از انقلاب، او را به دانشكده حقوق آوردند كه دروسي تدريس مي كرد و الان رئيس بزرگترين دانشگاه كشور است. مشكلات اين دانشگاه را هم شما بخوبي مي بينيد. يا وضع مديريتي علامه يا پلي تكنيك كه روساي آنها انتصابي اند و از آنجايي كه مجبور به اجرا و تحميل خواست حاكميت اند، با مقاومت دانشجويان روبرو مي شوند و هر روز آمار نگران كننده اي از بگير و بندها را مشاهده مي كنيم.

اگر قرار باشد شما رئيس دانشگاهي را برگزينيد بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟
قرار نيست كه من يا هر شخص ديگري رئيس ر ا برگزينيم. در آن صورت فرقي با وضع موجود نخواهد داشت. ما قبلاً طرحي ارائه كرده و پشت آن هم ايستاده ايم كه دانشگاه بايد استقلال داشته و مديرانش را خود انتخاب نمايد. مانند كاري كه اول انقلاب كرديم.

فكر مي كنيد در شرايط موجود چه بايد كرد؟
در وضعيت فعلي استاد يا دانشجو بايد دانشگاهي بودن اش را ثابت كند. دانشجو ويژگي اش علاوه بر پيشرفت معمولي در تحصيل اين است كه به دنبال آخرين دستاورد هاي علمي باشد و هيچگاه نقادي و ارائه نظر و ديدگاه را از ياد نبرد. اساتيد هم بايد اين رويه را دنبال كنند. چنانچه هر دو گروه در اين مسيرحركت كنند، كه هزينه هايي هم دارد، مي توان به آينده اميدوار بود. اگر چه سركوب انديشه ها، خاكستري پديد مي آورد كه با نسيمي شعله ور مي شود. بنده با توجه به فداكاريها، حق خواهي و تظاهراتي كه از دانشجويان در قالب قانوني در راستاي استيفاي حقوق خود مي نمايند، مي بينيم بسيار به آينده اميدوارم. مضاف بر اينكه غير را به درون راه نمي دهند و جاي بهانه اي هم باقي نمي گذارند. آنها حتي از حق اساتيد خود دفاع مي كنند.

+ نوشته شده در  Wed 27 Jun 2007ساعت 15:31  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

تجمع‌كنندگان كه خبرگزاري رويترز آنها را بيش از 50 نفر تخمين زد، نمايندگاني از بسيج دانشجويي، طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت، اتحاديه‌انجمن‌هاي اسلا‌مي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها، جنبش عدالتخواه دانشجويي، اتحاديه‌تشكل‌هاي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلا‌مي و جامعه اسلا‌مي دانشجويان بودند. روايت رويترز از تجمع دانشجويان مقابل سفارت انگليس اينگونه است: <‌در ميان هياهو، نيروي انتظامي تظاهركنندگاني را كه سعي داشتند ورودي جانبي سفارت را مسدود كنند و مانع ورود ميهمانان شوند، عقب مي‌زد. تظاهركنندگان شعار مي‌دادند: <سفارت انگليس تعطيل بايد گردد> و <مرگ بر انگليس، مرگ بر لا‌نه جاسوسي.> همه اينها در حالي اتفاق مي‌افتاد كه 1500 ميهمان براي شركت در بزرگ‌ترين جشن ديپلماتيك سالا‌نه در اين سفارتخانه دعوت شده بودند.

 دانشجويان اسلا‌مي كه پيراهن‌هاي سياه به تن داشتند، در جلويي سفارت را با كيسه‌هاي رنگ، گوجه‌فرنگي و تخم‌مرغ هدف قرار دادند. آنها شعار مي‌دادند: <نوكران انگليس، خجالت، خجالت.> آنها ميهمانان را <ايرانيان كثيفي كه حاضر به خوردن كيك جشن تولد ملكه دروغ و فساد هستند> توصيف كردند. برخي اتومبيل‌هاي ديپلماتيك با مشاهده آشوب آنجا را ترك كردند. حداقل يك اتومبيل هدف حمله قرار گرفت و بسياري از ميهمانان پس از به تله افتادن در ترافيك اطراف سفارتخانه از شركت در آن منصرف شدند. با اين حال حدود 200 ميهمان موفق شدند وارد سفارت شوند. روزنامه كيهان روز چهارشنبه نوشت كه ميهماني امسال در سفارت بريتانيا بخشي از جنگ رواني آمريكا عليه ايران است. روزنامه <سياست روز> نيز روز پنجشنبه نوشت تمامي ايرانياني كه در اين ميهماني شركت كنند، مخالفان داخلي هستند.

ايسنا نيز تجمع دانشجويي روبه‌روي سفارت انگليس را چنين به تصوير مي‌كشد: <‌دانشجويان پلا‌كاردهايي در دست داشتند كه روي تعدادي از آنها نوشته شده بود: <ديگ پلوي انگليسي را بر سر‌تان خراب خواهيم كرد>، <مجلس عيش و نوش در سرزمين اسلا‌مي به چه معناست؟>، <يا ايها‌المسلمون اتحدوا، اتحدوا>، <‌> UK go away‌، <انگليس جنايت مي‌كند، خائن حمايت مي‌كند.> محمد افكانه به نمايندگي از اتحاديه‌انجمن‌هاي اسلا‌مي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها گفت: روبه‌روي سفارت انگليس هستيم، خانه‌روباه، اينجا جنگل نيست كه اين روباه در اينجا خانه داشته باشد. اينجا مهد تمدن است. ما امروز دولت اصولگرا داريم، از اين دولت مي‌خواهيم كه هرچه زودتر به عنوان هديه‌اي براي سالگرد سوم تير ،سفير انگليس اخراج شود و سفارتخانه انگليس بسته شود.

پس از اظهارنظر نمايندگان دانشجويان، تعدادي از دانشجويان به سمت سفارت گلوله‌هاي مايعات رنگي پرتاب كردند. آنها در حالي كه شعار مي‌دادند 133 آبان تكرار بايد گردد>، <مرگ بر سفير انگليس>، <مرگ بر منافق>، <سفارت انگليس تعطيل بايد گردد، سفير صهيونيستي اخراج بايد گردد>، <واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد>، <عزا عزاست امروز روز عزاست امروز>، <ا... اكبر>، <اعدام انقلا‌بي نتيجه‌ورود است>، <منافق حيا كن سفارت را رها كن>، براي دقايقي در مقابل سفارت به سينه‌زني پرداختند و براي حضرت زهرا‌(س) عزاداري كردند. با پرتاب مايعات رنگي و اشيا به سمت سفارت، درگيري‌هايي بين نيروي انتظامي و تعدادي از دانشجويان رخ داد و تردد در خيابان مقابل سفارت نيز با مشكل مواجه شد. در پي درگيري نيروي انتظامي با دانشجويان در خيابان نوفل لوشاتو، دانشجويان معترض از مقابل سفارت دور شدند و پليس از گاز اشك‌آور استفاده كرد. ‌

به گزارش ايسنا، دانشجويان معترض در مقابل سفارت انگليس با تجمع در مقابل خيابان پارس منتهي به نوفل لوشاتو و همچنين در شرقي سفارت، نماز مغرب و عشاء را به جماعت اقامه كردند.

منبع : روزنا

+ نوشته شده در  Sat 16 Jun 2007ساعت 18:16  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
+ نوشته شده در  Thu 14 Jun 2007ساعت 13:58  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

 

+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2007ساعت 16:58  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

زمان- ساعت ۲۳ روز ۲۴ اردیبهشت

مکان-استودیو ۴۸ صدای آمریکا – تفسیر خبر

(جمشید چالنگی) مجری برنامه: آقای محمدی ممکن است علت ترس رژیم ایران را از دانشجویان بیان کنید؟

 

منوچهر محمدی- (فی الواقع) وقتی آیت الله خمینی گفتمان خود را بر مبنای ایدئولوژی اسلام سنتی بر ایدئولوژی ماتریالسم و اصلاح طلبی علی افشاری و مسائل(اقتصاتی) طیف علامه و شاخه شیراز دفتر تحکیم که اول از اونا بود ولی بعداً از اونا نبود و (فی الواقع) اینا از اونا بودند که پس از عبور از خاتمی ، اونا از اینا گذشتند و علی افشاری از اونا شد. من در زندان با روزنامه حمایت ارگان سازمان زندان ها (فی الواقع) یک مصاحبه اساسی کردم و همان جا گفتم که رژیم جمهوری اسلامی یکی از دموکرات ترین رژیم های عالم است و ما زندانیان نه تنها هیچ مشکلی نداریم بلکه (فی الواقع) از صبح تا شام با نوشیدن آب هویج و دعا به جان رهبر که الهی جانم فداش بشه گفتمان ایدئولوژی اسلام ستنی را بر مبنای اصلاح طلبی عبور دادیم و در نتیجه علی افشاری و عطری و سازگارا با در نظر گرفتن این مسائل انشاء الله موفق باشید!!!!!!!

 

(جمشید چالنگی) مجری برنامه: با سپاس از شما و توضیح روشنگرانه ای که ارائه فرمودید!!!!

+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2007ساعت 16:34  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

در تهران دو زن در اعتراض به برخورد ماموران حکومت روسری را برداشتند
این عکس صحنه ای از رفتار آشنای حکومت اسلامی با زنان را نشان میدهد. این زن جوان را به این خاطر که مشغول فیلم گرفتن از برخورد سرکوبگرانه ماموران با دختران "بدحجاب" بوده است، مورد ضرب و شتم قرار داده اند. این صبح یکشنبه در میدان هفت تیر تهران اتفاق افتاد. زن جوان در اعتراض به این رفتار سبعانه روسری خود را برداشته است

سازمان زنان ایرانی به نقل از يكي از رانندگان تاكسي در باره درگيري صبح در ميدان هفت تير گفته است: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندي دختر جواني را به دليل بدحجابي كشان كشان سوار خودرو نيروي انتظامي كردند و با خود بردند. فرياد هاي اين دختر جوان اعتراض مردم را نيز برانگيخت

عصر امروز نیز میدان هفت تیر تهران شاهد تجمع اعتراضی مردم و مقاومت در مقابل برخوردهای جنایتکارانه حکومت اسلامی بوده است. همین گزارش به نقل از يكي از مغازه داران ميدان هفت تير میگوید: "ماموران زن به سه دختر ٢٥ تا ٣٠ ساله ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما اين تذكر با لحن تندی انجام گرفت كه باعث برانگيختن واكنش آنها شد. يك پليس زن سعي داشت با كشيدن دست يكي از دختران سعي در سوار كردن او به ماشين داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پاي خود به ساق پاي زن جوان زد. اين ماجرا باعث دخالت مردم شد. اين سه زن سرانجام توسط حاضران در ميدان هفت تير از صحنه خارج شدند و با يك ماشين سمند از صحنه دور شدند. آنها در حالي سوار ماشين شدند كه لباس هايشان در جريان درگيري پاره شده بود و ديگر حجابي بر سر نداشتند

یکی از گزارشگران حزب کمونیست کارگری میگوید: "امروز وقتی ساعت ٦ عصر به میدان هفت تیر رسیدم حدود ٢٠٠٠ نفر بطور پراکنده در میدان بودند. بحث از مادر و دختری بود که بخاطر فیلم گرفتن از صحنه دستگیری دختران، کتک خورده بودند. عکسی که برایتان میفرستم موبایل به موبایل دارد میچرخد

مردم کوتاه نمی آیند. علیرغم همه سبعیتی که رژیم نشان میدهد، حتی آنجا که میزند و دستگیر میکند در اعتراض روسری را برمیدارند. مردم از دختران و زنانی که مقاومت و اعتراض میکنند حمایت میکنند و آنها را فراری میدهند. همه جا صحنه های خشم و انزجار علیه حکومت است. حکومت زورش نمیرسد و حریف مردم نمیشود. این حکومت فقط شایسته سرنگونی است. حزب همه مردم را به حمایت از زنانی که مورد تعرض اوباشان حکومت قرار میگیرند فرامیخواند. رژیم با این کار گور خود را میکند. شکست رژیم به قیمت سنگینی برایش تمام میشود. و این شکست ممکن است. میلیونها زن و جوان را نمیتوان عقب راند. دوره قدرقدرتی رژیم و فضای ارعاب گذشته است. شرم بر سران حکومت جنایتکار و ضدزن اسلامی

حزب کمونیست کارگری ایران
٢٠ مه ٢٠٠٧، ٣٠ اردیبهشت ١٣٨٦
+ نوشته شده در  Mon 4 Jun 2007ساعت 13:6  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
http://www.youtube.com/watch?v=LZMzUAlLb5U&eurl=http%3A%2F%2F8march%2Dhejabno%2Eblogspot%2Ecom%2F

مقابله زنان و مردم با سرکوبگران جمهوری اسلامی

+ نوشته شده در  Mon 4 Jun 2007ساعت 13:5  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
کبرا. ن متولد سنندج است. او که مادر چهار فرزند است٬ زندگي پر از مرارت و بدبختي داشته و اکنون بدليل وجود يک حکومت فاشيست اسلامي٬ در آستانه سنگسار شدن است
زندگي کبرا٬ ن نمونه مجسم ٬ تحقير و فقر و بدبختي٬نمونه مجسم خشونت خانگي و خشونت دولتي عليه زنان و نمونه مجسم زندگي زنان در ايران تحت حاکميت جمهوري اسلامي است
کبرا مجبور به ازدواج اجباري شده و سپس مجبور به تن فروشي توسط همسر معتادش ميشود. او ميگويد : مشتريها را همسرم انتخاب ميکرد و خودش هميشه ناظر تجاوز مردان متعدد به من بود. اگر کاري را که از من ميخواستند٬ نميکردم٬ همسرم مرا تهديد ميکرد و ميگفت بچه ها را از من ميگيرد و يا به آنها آزار ميرساند
اين زن که روزانه زير فشار اين رفتارهاي وحشيانه خرد ميشده٬ در نهايت با يکي از مشتريها به اسم حبيب دوست ميشود و حبيب همسر اورا به قتل ميرساند. حبيب با دادن ديه از زندان آزاد شده و اکنون کبرا به جرم رابطه جنسي خارج از ازدواج در آستانه سنگسار است
کميته بين المللي عليه سنگسار اعلام ميکند که جمهوري جنايتکار اسلامي نبايد جرات کند کبرا را اعدام کند. براي تحميل يک عقب نشيني به اين حکومت بايد مجددا در سراسر جهان دست به کار شد. به اين حکم وحشيانه و همه احکام سنگسار اعتراض کنيد
به کمپين جهاني عليه سنگسار بپيونديد و کمک کنيد کبرا را نجات دهيم
از فعاليتها و ميتينگ و تظاهراتهاي کميته عليه سنگسار حمايت کنيد و کاري کنيد کبرا را نجات دهيم

کميته بين المللي عليه سنگسار
۲
+ نوشته شده در  Sun 3 Jun 2007ساعت 22:2  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
سخنراني مينا احدي به دعوت سازمان عفو بين الملل
ارزيابي و بررسي مبارزات گسترده عليه اعدام در ايران

روز سه شنبه ۵ ماه ژوئن ، به دعوت سازمان عفو بين الملل. مينا احدي در شهر زيگن آلمان سخنراني ميکند. اين سخنراني در ادامه مجموعه سخنرانيهايي است که عفو بين الملل بر عليه اعدام برگزار ميکند. در اين جلسه، در مورد ارزيابي مبارزات مردم و کمپين هاي گسترده جهاني بر عليه اعدام در ايران صحبت ميشود و راههاي گسترش دادن اين مبارزات بررسي خواهد شد
از همه علاقمندان دعوت ميشود در اين جلسه حضور بهم رسانند
ساعت و محل جلسه : ساعت ۸ شب روز سه شنبه ۵ ماه ژوئن در شهر زيگن آلمان
Herrengarten 3 (Eingang Hindenburgstraße
متن اطلاعيه آلماني عفو بين الملل
Öffentliche Vortragsreihe
Todesstrafe - eine gerechte Strafe?
Thomas Hensgen, amnesty international – Koordinationsgruppe gegen die Todesstrafe, Aachen
Todesstrafe - eine Verletzung der Menschenrechte?
Dienstag, 22. Mai 2007
Mina Ahadi, Vorsitzende des Internationalen Komitees gegen die Todesstrafe, Berlin
Der Kampf gegen die Todesstrafe im Iran
Dienstag, 5. Juni 2007
Ein Film und einige Informationen zur Todesstrafe in „God’s own country“
„Dead man walking“
Dienstag, 12. Juni 2007
Prof. Dr. Jürgen Bellers, Universität Siegen
Kann Todesstrafe gerechtfertigt sein?
Dienstag, 19. Juni 2007
Veranstalter: FORUM SIEGEN,
amnesty international – Gruppe Siegen
Ort: Herrengarten 3 (Eingang Hindenburgstraße)
Uhrzeit: 20 Uhr
- Eintritt frei -

+ نوشته شده در  Sun 3 Jun 2007ساعت 22:1  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
ایرانپرس نیوز
بنا به گزارش دریافتی، رژیم جمهوری اسلامی بامداد روز یکشنبه یک نوجوان هفده ساله بلوچ به نام سعید قنبرزهی را به اتهام "همکاری با اشرار" در زندان زاهدان اعدام کرد.  این نوجوان هفده ساله پس از بمب گذاری اسفند ماه سال گذشته که منجر به هلاکت رسیدن چند تن از پاسداران رژیم شد همراه با تعداد دیگری دستگیر گردید که یکی از آنها به نام نصرالله شنبه زهی سه روز بعد از حادثه مزبور به شکلی وحشیانه در ملاعام اعدام شد. و سعید قنبرزهی و سایر دستگیرشدگان که هیچ جرمی جز بستگی فامیلی با تعدادی از مخالفان بلوچ نداشتند، پس از دستگیری تحت وحشيانه ترين شکنجه ها قرار گرفتند.   به گفته منابع محلی، رژیم اسلامی در وحشت از گسترش اعتراضات مردمی از چندی پیش جوانان بلوچ را یا به سایر استانها تبعید می کند و یا مخفیانه به دور از دید مردم در زندانها اعدام می کند.   نوجوان هفده ساله سعید قنبرزهی بامداد یکشنبه بدست رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی در زندان زاهدان بدار آویخته شد
+ نوشته شده در  Tue 29 May 2007ساعت 18:4  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
یک ایران
امروز، دوشنبه 7 خردادماه 1386، تجمع و تریبون آزادی با عنوان «پاسداشت احوراییان در بند» در اعتراض به بازداشت گسترده دانشجویان و احکام سنگین انضباطی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران) برگزار شد. این تجمع که از ساعت 11:30 توسط انجمن اسلامی دانشجویان برگزار گردید با استقبال گسترده دانشجویان همراه شد.  به گزارش خبرنگار خبرنامه امیرکبیر دانشجویان ابتدا مقابل دانشکده شیمی جمع شده و پس از آن  به سمت درب حافظ دانشگاه حرکت کردند.دانشجویان در حین راهپیمایی خود در دانشگاه شعارهایی چون « دانشجو­ي زنداني آزاد بايد گردد » در حمایت 7 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که در بازداشت به سر می برند، سر داده و سرود یار دبستانی خواندند.دانشجویان همچنین پلاكاردهايي با شعارهایی چون «ما ترمز قطار جنبش دانشجويي را كنده‌ايم»، «احسان منصوري را آزاد كنيد»، «آزادي حق دانشجوست»،«دوستان ما در بندند، بازداشت‌شدگان را آزاد كنيد» و ... در دست داشتند.  دانشجويان بعد از آن با حضور در صحن دانشگاه شروع به برگزاری تريبون آزاد در دفاع از دانشجويان زنداني و محكوم كردن احکام سنگین كميته انضباطی، كردند. گفتنی است آقایان دکتر کیوان انصاری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، مجید توکلی و احسان منصوری هم اکنون در بند امنیتی 209 اوین در بازداشت هستند. همچنین بابک زمانیان، مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی، امروز پس از تحمل 38 روز سلول انفرادی با وثیقه 50 میلیونی از زندان آزاد شد. مدیریت دانشگاه امیرکبیر از آزادی تعدادی دیگری از دانشجویان بازداشت شده طی روزهای آینده خبر داده است. در این تریبون چند نفر از دانشجویان به سخنرانی پرداختند. دانشجویان در سخنان خود عمدتا به نحوه عملکرد دیکتاتور مابانه دکتر رهایی، رییس دانشگاه، و همچنین حمایت از دانشجویان دربند امیرکبیر پرداخته و خواستار برکناری رئیس دانشگاه امیرکبیر از سمت خود شدند. سخنرانان اعلام کردند که دانشجویان امیرکبیر تا هنگامی که تمامی دوستان دربند خود را در کنار خود نبینند حق خود می دانند که در امتحانات پایان ترم شرکت نکنند.گفتنی است در هفته گذشته 50 نفر از دانشجویان که عمدتا از اعضای انجمن اسلامی بودند به کمیته انضباطی احضار شدند و این کمیته برای 10 نفر از آنان احکام سنگین محرومیت از تحصیل صادر کرده و 15 را به دانشگاه ممنوع الورود نموده است. اسماعیل سلمانپور، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی در سخنرانی خود در این تریبون گفت: «امروز بابك زمانيان آزاد شده و کذب بودن مطالب منتشره مبني بر اينكه زمانيان اعتراف كرده كه با آمريكا در ارتباط بوده اثبات گشته است.مطمئن باشيد اگر دانشجویان به صورت یکپارچه ایستادگی كنند همه دوستان‌مان آزاد خواهند شد سلمانپور که به دستور مدیریت به دانشگاه ممنوع الورود شده و هفته گذشته در اثر ضرب و جرح مامورین انتظامات دانشگاه که سعی می کردند مانع ورود این دانشجو به دانشگاه شوند، در خصوص اطلاعیه ای که توسط روابط عمومی دانشگاه همین خصوص صادر شده، گفت: « متاسفانه هر روز جلوي فعاليت دانشجويان را مي‌گيرند و دانشگاه اطلاعيه‌اي صادر كرده و فيلم حقيقي كه بنده را مورد ضرب و شتم قرار دادند را تكذيب مي‌كند. من مانده‌ام چطور عده‌اي فيلمي كه در دست است را انكار مي‌كنند در ادامه این تریبون يكي ديگر از تجمع‌كنندگان با بيان اينكه هنوز قلب تپنده‌ي جنبش دانشجويي مي‌تپد، اظهار داشت: «متاسفانه ما اين روزها شاهد هرگونه رفتاري در دانشگاه هستيم و عده‌اي درنظر نمي‌گيرند كه آزادي براي آن است كه انسانيت زنده بماند. چرا بايد استادان بي‌دليل بازنشسته شوند؟ دانشجويان بي‌دليل ممنوع‌الورود و تعليق و... شوند؟ دانشگاه خانه‌ي دانشجوست. چگونه دانشجويان را ممنوع‌الورود مي‌كنيد؟»  این دانشجو در ادامه گفت: «امروز ما اينجا جمع شديم كه علي‌رغم تمام مسائلي كه پيش آمده بگوييم همچنان ايستاده‌ايم تا از حقوق دانشجويان دفاع كنيم و در سر امتحانات حاضر نخواهيم شد چراكه دانشجويان بايد بتوانند به خانه‌‌شان بازگردند و در سر جلسه‌ي امتحان حاضر شوند  گفتنی است در حین برگزاری تریبون آزاد دانشجویی، جمعی از بسیجیان در حالی که صندوقی را در صحن دانشگاه قرار داده بودند، مدعی شدند در حال برگزاری انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی هستند. که این حرکت موجب شد دانشجویان تجمع کننده به سمت صندوق رای حمله کنند.   بلافاصله پس از این حرکت دانشجویان، یکی از دختران بسیجی دانشگاه روی صندوق نشسته تا در صورت تلاش دانشجویان برای گرفتن صندوق، مدیریت دانشگاه به همراه بسیج در خصوص هتک حرمت دختران بسیجی علیه دانشجویان شانتاژ نمایند. همچنین نیروهای انتظامات و حراست دانشگاه با حضور در اطراف صندوق رای و ضرب و شتم دانشجویان مانع از دستیابی دانشجویان به این صندوق شدند که این حرکت موجب مجروح شدن چند تن از دانشجویان شد. این درگیری باعث شد تابلوی «انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان» که توسط بسیجیان نصب شده بود، پاره شود. دانشجویان در خاتمه با خواندن سرود و سر دادن شعار عليه عناصر شبه نظامي حاضر در دانشگاه به تجمع خود خاتمه دادند. همچنین آرش آرمون دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در پایان این تجمع اعلام کرد: این تجمع نشان داد که دانشجویان دانشگاه مدافع چه کسانی هستند و کسانی که سعی دارند با کمک نیروهای بسیجی و انتظامات دست به برگزاری انتخابات نمایشی بزنند به رسمیت نمی شناسند. گفتنی است امروز دانشجویان و اساتید دانشکده ریاضی کلاس های درس خود را در اعتراض به بازداشت احسان منصوری، دانشجوی این دانشکده، تعطیل کردند
+ نوشته شده در  Tue 29 May 2007ساعت 18:3  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
خبرگزاری موکریان: صبح روز گذشته جمعی از کارگران شرکت فیرمکو در پتروشیمی اوره و آمونیاک کرمانشاه در اعتراض به اخراج تعدادی از کارگران این شرکت دست به اعتصاب زدند . مطالبات این کارگران ادامه کار کارگران اخراجی ، ممنوعیت اخراج کارگران ، تعیین حقوق کارگران جدید بر اساس طرح طبقه بندی مشاغل و انتخاب نماینده کارگران با رأی خودشان عنوان شده است .  گفته می شود کارگران شرکت فیرمکو اعلام نموده اند در صورت عملی نشدن خواسته هایشان تا روز دوشنبه ، دوباره دست به اعتصاب خواهند زد
+ نوشته شده در  Tue 29 May 2007ساعت 18:3  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2007ساعت 20:51  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

  روزنه

دولت عراق که به همراه شرکای امریکایی- انگلیسی اش خود مسبب ناامنی، کشت و کشتار و آوراه گی میلیونها انسان است، به اعدام های گسترده تحت لوای "اقدام علیه آسایش عمومی" ادامه می دهد. سه زن به نامهای واسان طالب 31 ساله، زینب فاضل 25 ساله، و لیقه عمر محمد 26 ساله به زودی اعدام خواهند شد. اتهام این زنان مانند دیگران، اقدام علیه آسایش عمومی است. فقر وبیکاری، آواره گی و عدم امنیت در جامعه عراق بیداد می کند. قانون اعدام و اجرای احکام اعدام هیچ کمکی به مردم عراق نخواهد کرد. این امر فقط ناامنی در جامعه را دامن می زند. ما در همان آغاز اعدام ها در عراق این را گفتیم که با شروع اعدام ها در عراق قتل وغارت، جنایت و آدمکشی، و در کلیت خود ناامنی در جامعه گسترده تر خواهد شد .ما قویآ گسترش اعدام ها در عراق محکوم می کنیم. ما خواهان توقف فوری اعدام ها در عراق هستیم. همچنین اجرای حکم اعدام این سه زن، باید سریعآ متوقف شود. کمیته بین المللی علیه اعدام تمام توان خود را به کار خواهد گرفت و با بسیج افکار عمومی در جهان و جلب حمایت سازمانها و گروه ها مدافع حقوق بشر وهمچنین احزاب و نمایندگان پارلمانهای اروپا سعی خواهيم کرد، دولت عراق و دولت آمریکا را وادار به متوقف کردن اعدام های گسترده در عراق نمایم

کمیته بین المللی علیه اعدام از تمامی سازمانها و مدافعین حقوق انسانی و از تمای انسانهای شریفی که مخالف مجازات اعدام هستند می خواهد که صدای اعتراض خود را به احکام   اجرای اعدام ها در عراق بلند کنند. خواستار لغو احکام اعدام این سه زن شوید. برای مقامات و مسؤلین سازمان ملل و پارلمان اروپا نامه های   اعتراضی خود را ارسال کنید

  کميته بين المللي عليه اعدام

‏2007‏/05‏/18

تلفن تماس: 0046704917495

www.adpi.net

manochermasori@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2007ساعت 20:25  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
روزنه

به دنبال دستگیری تعدادی از دانشجویان دانشكده پلی‌تكنیك امیركبیر تهران، سازمان عفو بین‌الملل، امنستی اینترناشنال، روز ١۵ ماه مه با انتشار بیانیه‌ای نگرانی خود را از احتمال بدرفتاری با آنها و مواجه بودنشان با خطر شكنجه شدن، ابراز داشت. عفو بین الملل از همه افراد و نهادها خواسته است تا با نوشتن نامه اعتراضی به سران رژیم خواهان آزادی فوری و دسترسی فوری و بدون قید و شرط این دانشجویان به خانواده هایشان و وكلای مورد نظرشان شوند. حداقل ٦ تن از دانشجویان دانشكده پلی تكنیك امیركبیر تهران طی یكی دو هفته گذشته در رابطه با انتشار نشریات دانشجوئی و به جرم توهین به مقدسات اسلامی، دستگیر شده اند. امنستی در این بیانیه همچنین اعلام كرده است كه حداقل ٢ تن از دانشجویان زندانی به بند ٢٠٩ زندان اوین، كه در بدرفتاری و شكنجه زندانیان زبانزد همه است، منتقل شده‌اند.   سازمان عفو بین الملل، امنستی، با انتشار اسامی تعدادی از دانشجویان زندانی به سابقه اعتراضات دانشجویان دانشگاه امیركبیر، از جمله هو شدن احمدی نژاد و به آتش كشیدن شدن عكس وی در سخنرانی ماه دسامبر وی در این دانشكده، و به نقش اوباشان كمیته انضباطی در این دانشگاه در سركوب اعتراضات دانشجوئی اشاره كرده است. حزب كمونیست كارگری از همه سازمانها و نهادهای بین‌المللی میخواهد كه به سركوب دانشجویان و اذیت و آزار و دستگیری آنها اعتراض كنند و برای آزادی فعالین اعتراضات دانشجوئی، كارگری و زنان و كلیه زندانیان سیاسی، جمهوری اسلامی را هر چه بیشتر زیر فشار بگذارند

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2007ساعت 20:23  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
حراست برای جلوگیری از انتخابات انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی پنجره ها را شکست و بر سر دانشجویان ریخت

ساعت خبر: 12:30 ظهرسه شنبه 22 مه 2007

طبق خبرهای رسیده هم اکنون در گیری شدیدی بین دانشجویان و نیروهای حراست دانشگاه علامه در جریان است.

طبق این خبرها، امروز دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه در حال برگزاری انتخاب نمایندگان انجمن اسلامی بودند که با حمله نیروهای حراست دانشگاه روبرو گشتند. دانشجویان جهت جلوگیری از وزود این نیروها به محل انتخابات، درها و پنجره ها را بستند که نیروهای سرکوبگر پنجره ها را شکستند . در نتی جه این اقدام شیشه های خرد شده به سر و صورت دانشجویان ریخته و تعدادی از دانشجویان را زخمی کرده است.

شاهدان حاضر در محل اطلاع می دهند که درهای دانشگاه به روی دانشجویان بسته شده و در گیری های سختی میان دانشجویان و نیروهای حراست در جریان است.

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2007ساعت 20:21  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
پیک ایران
ظهر امروز سه‌شنبه جمعي از دانشجويان دانشكده ادبيات دانشگاه علامه‌طباطبايي در اعتراض به آنچه نامه‌ صادره از سوي هيات نظارت دانشگاه مبني بر تحويل دفتر انجمن اسلامي دانشكده‌هاي اين دانشگاه خواندند، در صحن اين دانشكده تجمع كردند. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي اين تجمع مجيد دوري، عضو انجمن اسلامي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي تصريح كرد: « اين تجمع در اعتراض به برخي محدوديت‌ها در اين دانشگاه و مشكلاتي كه براي انجمن اسلامي به وجود آمده، صورت گرفته است؛ عده‌اي دانشگاه را با پادگان اشتباه گرفته‌اند و سعي دارند فضاي انتخاباتي در دانشگاه برقرار نباشد وي افزود: « عده‌اي سعي دارند نگذارند انتخابات انجمن اسلامي برگزار شود و مي‌خواهند انجمن را از وجهه‌ي قانوني خارج كنند. ما امروز گردهم آمده‌ايم و اجازه نمي‌دهيم هر كس هر آنچه مي‌خواهد انجام دهد در ادامه اين تجمع دانشجويان شعار دادند "زنده باد آزادي". سعيد ايزدبخش، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي نيز ابراز عقيده كرد: « نزديك به دو سال از زمان روي كار آمدن مديريت دانشگاه علامه طباطبايي مي‌گذرد و طي اين دوسال ما دچار چالش‌هاي زيادي بوده‌ايم. در طي اين دوسال نشريات دانشجويي ما دچار مشكلات زيادي شده‌اند، دانشگاه فضاي خاصي پيدا كرده است و در هر حال مي‌خواهند براي انجمن اسلامي مشكل ايجاد كنند وي ادامه داد: «همه‌ي ما امروز دور هم جمع شديم تا بگوييم اجازه نمي‌دهيم انتخاباتي غيرقانوني در اين دانشكاه برگزار شود در ادامه اين تجمع دانشجويان "سرود يار دبستاني من" را خوانند.
يكي از فعالان دانشجوي نيز در اين تجمع اظهار داشت: « مطمئنا نااميدي سقوط مي‌آورد. ما بايد آگاه باشيم و اجازه ندهيم عده‌اي با ترفند فضاي دانشگاه را به سوي آنچه خود مي‌خواهند ببرند بر اساس اين گزارش در اين ميان يكي از دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به دانشجويي كه از اين تجمع فيلم‌برداري مي‌كرد گفت: « چرا مخفيانه فيلم مي‌گيريد و در دانشگاه آدم‌فروشي مي‌كنيد؟ اين چه حركت زشتي است كه انجام مي‌دهيد؟» دانشجويان فرياد زدند: "منافق منافق خجالت خجالت" مازيار سميعي، دبير انجمن اسلامي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي نيز بيان كرد: « شايد عده‌اي بتوانند اتاق انجمن را از ما بگيرند اما حياط دانشگاه مال دانشجوست و ما آزادنه به دنبال تحقق خواسته‌هاي خود هستيم و اجازه نمي‌دهيم كسي در دانشگاه بي‌اخلاقي را اجرا كند دانشجويان دست زدند». در ادامه اين تجمع حميده حسيني يكي از فعالان دانشجويي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي نيز گفت: « آزادي پنج حرف است "الف" مثل آرامش، "ز" مثل زندگي، "الف" مثل اعتقاد، "ي" مثل يكدلي است. دانشجويان شعار دادند: "دانشجوي مي‌ميرد ذلت نمي‌پذيرد". در ادامه اين تجمع عليرضا اشراقي‌فرد دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي نيز تصريح كرد: « بنده اين افتخار را دارم كه اعلام كنم ما در هفته‌ي آينده انتخابات باز انجمن اسلامي را برگذار خواهيم كرد و اجازه نمي‌دهيم كسي حرف به ناحق بزند وي افزود: « دفتر انجمن‌هاي اسلامي آخرين سنگر آزاديست و ما هيچ‌گاه آخرين سنگر آزادي را از دست نمي‌دهيم دانشجويان شعار دادند: "زنده باد آزادي" وي افزود: « اگر هيات موسس ما را مسوولان قبول كنند مشكلي پيش نخواهد آمد اما اگر نپذيرند انتخابات باز خود را هفته‌ي آينده برگزار مي‌كنيم. ما از طريق ديوان عدالت اداري اين موضوع را پيگيري مي‌كنيم و اجازه نمي‌دهيم كسي در اين دانشگاه تشكل غير قانوني بوجود آورد در ادامه اين تجمع دانشجويان حلقه‌اي تشكيل دادند و شب‌نامه‌هايي كه گفته مي‌شد در طول دو روز گذشته توسط افرادي ناشناس ميان دانشجويان پخش شده به آتش كشيدند.
يكي از فعالان دانشجويي اين دانشكده نيز بيان كرد: « به چه حقي مسوولان اين دانشگاه اجازه مي‌دهند در اين دانشگاه شب‌نامه پخش شود و تحت هيچ‌شرايطي پيگير اين موضوع نيستند. چرا كسي مسبب اين شب‌نامه‌ها را پيگيري نمي‌كند دانشجويان شعار دادند "رياست پاسخگو حق مسلم ماست"