تبليغاتX
جوانان سوسیالست ایران
خويشاوند نزديك هر انساني

دكتر محمد ملكي اولين رئيس دانشگاه تهران بعد از انقلاب و از اولين هايي است که از سمت خود استعفا دادند. با او درباره دانشگاه، از دوران انقلاب فرهنگي تا امروز گفت و گو کرده ايم. دکتر ملکي معتقد است "وضعيتي كه بعد از انقلاب براي اساتيد به وجود آمده طوري است كه يا استاد به آنچه به آن اعتقاد دارد عمل مي كند يا نفاق ورزيده و دروغ مي گويد." متن اين مصاحبه در پي مي آيد.

چه عاملي سبب شد بعنوان رئيس دانشگاه تهران انتخاب شويد؟
پس از انقلاب به پيشنهاد آقاي طالقاني، سرپرست شوراي مديريت دانشگاه تهران [در واقع رئيس دانشگاه تهران] شدم.

مديريت شما چقدر ادامه داشت؟
ما بصورت شورايي دانشگاه را اداره مي كرديم كه انقلاب فرهنگي و به تعبير من كودتاي فرهنگي، بوقوع پيوست و برخوردهاي وحشيانه اي كه تحت اين عنوان و به بهانه اسلامي كردن دانشگاهها صورت گرفت، سبب شد دسته جمعي استعفاء دهيم.

تمكين نكردن به دستورات حكومتي علاوه بر اخراج محترمانه [استعفاي اجباري] پيامد ديگري هم داشت؟
بله. در سال 60 به بهانه اينكه دانشگاه را در اختيار گروههاي گوناگون قرار داده ام و همچنين دلايل ديگري كه براي همه ذكر مي كنند، دستگير شدم و تا سال 65 در زندان بودم.

آنوقت ها بحث هايي درباره چگونگي انقلاب فرهنگي در گرفت كه يكسو شما و طرف ديگرش عبدالكريم سروش بود. بعد هم که شما استعفا داديد، امااخيراً در اين زمينه بحث هايي در مطبوعات مطرح شده که ديدگاه هاي مختلفي در مورد آنها وجود دارد. مي توانيد به ريشه هايش اشاره كنيد؟

من با دكتر سروش درگيري نداشته ام، اما در مصاحبه اي كه با روزنامه هم ميهن داشتم به انقلاب به اصطلاح فرهنگي پرداختم. در آن مصاحبه گفتم كه در زمان شروع آن برخوردها، من، دكتر ناصر كاتوزيان و جمعي از اساتيد ديگر، به خدمت دكتر سروش رفته و اعلام كرديم كه اگر قرار است تغييراتي در دانشگاه انجام شود بايد با تصميم دانشگاهيان باشد نه افرادي مثل شما و ديگران كه از حزب جمهوري و گروههاي سياسي ديگر انتخاب شده ا ند. در آن زمان بحث هاي سختي بين ما در گرفت كه در اين گفتگو آنها را بطور مختصر آوردم چون نمي خواستم دشمن راشاد كنم؛ به هر حال دكتر سروش هم مثل ما مغضوب حاكميت واقع شده اند.

به مغضوب شدن اشاره كرديد. امروزهم امثال كديور، ‌كاووسيان و... خانه نشين مي شوند. شما چه اهدافي را پشت اين روند مي بينيد؟
ابتدا بايد روشن شود كه استاد چيست و كيست؟ افراد براي احراز درجه استادي بايد داراي صلاحيت هاي ويژه اي باشند و اين صلاحيت ها سواي مدارج علمي است. يعني استاد بايد بتواند پيرامون مسايل متعدد با دانشجو به بحث بپردازد، اعتقاداتش را به آنها منتقل كند و توانايي پاسخگويي به پرسشهاي شاگردانش را داشته باشد. چون دانشجو ذات پرسشگري دارد و چنانچه پاسخ درستي نيابد، ذهنش كار آمد نخواهد شد. اما وضعيتي كه بعد از انقلاب براي اساتيد به وجود آمده طوري است كه يا استاد به آنچه به آن اعتقاد دارد عمل مي كند يا نفاق ورزيده و دروغ مي گويد. بگذاريد طور ديگر بگويم؛ استادي كه در جهت خواست حكومت رفتار كند، محبوب و آنكه مستقل عمل كند، مغضوب مي شود. در اين زمينه مثال مي زنم: فرض كنيد استادي در كلاس و بحث اقتصادي، در حال پاسخ دادن به سئوال دانشجويي پيرامون نظرات اقتصادي آقاي احمدي نژاد ـ مثلاً كاهش سود بانكي و رابطه اش با تورم، است. اين استاد دو راه بيشتر ندارد يا مي گويد كار درستي است يا با دلايل مستدل نادرستي اش را اثبات مي كند. اينجاست كه برخوردها شروع ميشود بخصوص كه حكومت هم توتاليتر واستبدادي باشد و مضاف به اينكه يدك ديني را هم به دنبال بكشد.متاسفانه در طول تاريخ هر كس با حاكمان ديني و نظراتشان مخالفت كرده، مورد غضب واقع شده است. بنابراين شرايط براي فعاليت اساتيد و حتي دانشجويان بسيار سخت شده و به طور خلاصه، هدف همراه كردن دانشگاه با نظام است. نمونه هايي كه در دانشگاهها و مخصوصاً « پلي تكنيك » ديده شد، مصاديقي تأسف بار است. ديديم كه نشرياتي را ساختند و پرداختند و بعد به گردن دانشجويان گذاشتند و آنها را روانه زندان كردند.

فكر مي كنيد اين وضعيت به انقلاب فرهنگي دوم منتهي شود؟
در سال 59 كه كشور از شرايط ويژه و انقلابي برخوردار بود، به بهانه پاكسازي و اسلامي كردن وارد دانشگاهها شدند وهزاران استاد و دانشجو را اخراج كردند [بماند كه چه برخوردهاي وحشتناكي شد و چه تعداد به زندان رفتند و كشته شدند]. پس از چند سال كه دانشگاهها بازگشايي شد، گروهي به نام انجمن هاي اسلامي [دفتر تحكيم وحدت] با نمايندگي ويژه از حاكميت، تعدادي را با گذراندن از فيلترهاي سخت و فراوان استخدام كردند يا به دانشگاه بر گرداندند. هدف از انقلاب به اصطلاح فرهنگي اين بود كه دانشگاه را مطيع خودشان كنند تا چيزي به نام انتقاد و پرسش گري وجود نداشته باشند. حالا پس از سالها كه نتوانسته اند به اهدافشان برسند، انقلاب به اصطلاح فرهنگي دوم را زمزمه مي كنند.

جالب است؛ هيچ وقت « به اصطلاح» را جا نمي اندازيد؟
خب‌ ! من اعتقادي به كاربرد عبارت انقلاب فرهنگي در اين زمينه ندارم و آن را كاملاً نا صحيح مي دانم. انقلاب فرهنگي مفهوم بزرگ و گسترده اي دارد اما حاكميت اين عنوان را بر بستن دانشگاهها و انتقام گيري هايش گذاشته است.

درباره احتمال انقلاب فرهنگي دوم بحث مي كرديم.
بله، ابتدا بايد از اينها پرسيد كه از برخوردهاي تاسف بار اول چه نتيجه اي گرفتيد كه دنبال دومي اش هستيد؟ مگر آن يكي كه منجر به حادثه وحشتناك 18 تير 78 كوي دانشگاه تهران وتبريز و... شد، چه دستاوردي داشت؟ حاكميت بايد تكليفش را با مردم روشن كند. يا بايد حوزه [كه علميه هم به آن اضافه شده] را جايگزين دانشگاه کرد، يعني به مسايل ديني بسنده كرد يا دانشگاه را با تمامي ويژگي هايش به رسميت شناخت؛ ويژگي دانشگاه هم نقادي حكومت، اظهار عقيده و تحقيق كردن است. اين موضوع بارها گفته شده كه فرق حوزه و دانشگاه در تقليد حوزويان و تحقيق دانشگاهيان است. يعني حوزه مقلد پرورش مي دهد، دانشگاه محقق. روشن است كه اهل تحقيق انسانهايي آزاده اند و زير بار زور نرفته و هر چيزي را نمي پذيرند.

درباره حوزوي كردن دانشگاهها صحبت كرديد . به بحث وحدت حوزه و دانشگاه كه در انقلاب فرهنگي ريشه داشت، اشاره مي كنيد؟
پس از بازگشايي دانشگاهها اين موضوع در دستور كار قرار گرفت. البته من در حال آماده كردن تحقيقي در اين زمينه ام كه به زودي چاپ خواهد شد. بحث حوزه و دانشگاه از سال 1313 پس از تاسيس اولين دانشگاه توسط رضا خان در تهران، شروع شد. تا قبل از آن مسائل علمي، فرهنگي و مذهبي در اختيار حوزه ها بود و مي بينيد كه روحانيون به همديگر علما مي گويند. اما از آن سال رقيبي براي حوزه ظهور كرد كه ديدگاه هايش در موارد علمي، فرهنگي و حتي ديني متفاوت بود. بنابراين درگيري هايي رخ داد. گاهي دعوا، گاهي آتش بس ! پس از انقلاب سعي شد دانشگاه به زير مجموعه اي از حوزه تبديل شود. پس از بازگشايي دانشگاهها آقاي خميني شعار وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح كرد كه دفتر تحكيم وحدت اسمش را از آنجا گرفت. اين دفتر مسئوليت بر قراري و تداوم وحدت و حوزه و دانشگاه بود. اما طبيعي بنظر مي رسيد كه اين اتحاد نا صحيح باشد. نه از لحاظ علمي نه دارا بودن قدرت. چون تمام قدرت دست حوزه بود و مي توانست دانشگاه را ببلعد اما علم در دست دانشگاهيان و اين دوگانگي سبب شد كه چنين چيزي عملي نشود. هر چند كارهايي در اين راستا صورت گرفت از جمله احداث ساختماني بنام حوزه علم و صنعت در دانشگاه علم و صنعت توسط آقاي احمدي نژاد !

به پيدايش نام تحكيم وحدت اشاره كرديد. سابقه فعاليت انجمن اسلامي دانشجويان به گذشته هاي دور بر مي گردد. شما در اين تشكل عضويت نداشته ايد؟
من زماني كه دبيرستان بودم به عضويت نهضت مقاومت ملي در آمدم [يعني بعد از 28 مرداد] و سال 1339 در دانشگاه وارد كميته جبهه ملي شدم. تدريس را از سال 42 شروع كردم بنا بر اين اگر چه انجمن هاي اسلامي وجود داشت اما هيچوقت، چه قبل و چه بعد از انقلاب عضويت آنرا نداشته ام.

شما از دفتر تحكيم وحدت بعنوان نمايندگان ويژه حاكميت در همان سالهاي اوليه نام برديد. آيا همان علاقه و سابقه سبب شده كه تحكيمي هاـ همچنان و چند وقت يكبار‌ـ بديدار علماي قم مي روند؟
بنظرمن عنوان انجمن اسلامي يا دفتر تحكيم وحدت براي تشكل هاي منتقد حاكميت، اسمي نامتناسب است. شوراي انقلاب ـ مثلاً‌ ـ فرهنگي در زمينه فعاليت تشكلها، مصوباتي داشت كه يكي از آنها گنجاندن عبارت «اسلامي» در عنوان آنها بود.بگذريم كه بعدها بسيج دانشجويي چنين چيزي را رعايت نكرد و كسي هم چيزي به آنها نگفت ! اما تشكل هاي مورد بحث براي ادامه حيات مجبورند عنوان انجمن اسلامي را يدك بكشند. متاسفانه پس از آنكه اين گروه از اطاعت اصلاح طلبان سرباز زد [و قبلاً دعوت اقتدار گرايان را رد كرده بود] اتهامات بي ديني و لامذهبي و.... به آنها زده شد. اعضاي اين تشكل براي رد چنين اتهاماتي و با بيان اينكه اگر چه ما به حاكميت انتقاد مي كنيم اما ايراني و مسلمانيم، بديدار بعضي علما و مراجع تقليد مانند آقاي منتظري و آقاي اردبيلي و.... مي روند.

برويم سراغ اساتيد. بنظر شما چرا اساتيد از تشكلي قوي برخوردار نيستند تا در مواقع خاص به كمك شان بيايد؟ و اينكه چرا در اوضاع سخت و بحراني به حمايت دانشجويان نمي آيند اما در وضعيت عكس اين انتظار وجود دارد؟
در سال 1353 اساتيد بفكر تاسيس تشكل هايي افتادند. در آن زمان حدود 1000 استاد تشكلي بنام «جامعه دانشگاهيان» راه انداختند كه اوايل كارآمد بود اما با نفوذ دولت و فشارهاي وارده ضعيف شد. پس از آن و در تابستان 1357، دانشگاه پلي تكنيك ميزبان اساتيد زيادي از سراسر كشور بود كه «سازمان ملي دانشگاهيان ايران» را بنا نهادند. اين سازمان در پيروزي انقلاب حضور فعالي داشت و توانست تحصن 25 روزه اساتيد را در دبير خانه بر پا كند. قانون مدون اداره دانشگاهها كه بعد از انقلاب در تهران و سراسر كشور اجرا شد، محصول سازمان ملي دانشگاهيان ايران بود. اما پس از مدت كوتاهي كه از انقلاب گذشت، اجازه فعاليت از اين سازمان سلب شد. در واقع به هيچ گروهي اجازه فعاليت داده نمي شود مگر آنكه در راستاي خواست حاكميت رفتار كنند. مگر به كارگران‌، فرهنگيان، اصناف و... اجازه ميدهند كه به اساتيد بدهند؟ اما در مورد عدم حمايت اساتيد از دانشجويان بايد رو در بايستي را كنار گذاشت. اساتيد فيلترهاي متعددي را پشت سر گذاشته، به استخدام درآمده اند. تعدادي از آن ها نظام را مي پسندند اما عده اي دگر انديشند كه هميشه درگير گرفتاريها و مشكلات اند و قدرت و فرصت تاسيس مجموعه اي را نداشته اند. يادم مي آيد چند سال قبل گروهي سعي كردندمجموعه اي داشته باشند اما آنقدر سنگ پيش پاي شان انداختند كه چنين كاري عملي نشد. خب! در چنين وضعيتي انتظاري هم نمي توان از آنها داشت.

وضعيت مديريت فعلي دانشگاهها را چطور ارزيابي مي كنيد؟
البته من از همه دانشگاهها بي خبرم اما در بعضي جاها مديريتي اعمال مي شود كه نه مي شود گفت خنده دار و نه گريه دار! نمونه اش دانشگاه تهران. آقاي عميد زنجاني، رئيس دانشگاه تهران، قبل ازانقلاب پيش نماز معمولي مسجد لرزاده بود. پس از انقلاب، او را به دانشكده حقوق آوردند كه دروسي تدريس مي كرد و الان رئيس بزرگترين دانشگاه كشور است. مشكلات اين دانشگاه را هم شما بخوبي مي بينيد. يا وضع مديريتي علامه يا پلي تكنيك كه روساي آنها انتصابي اند و از آنجايي كه مجبور به اجرا و تحميل خواست حاكميت اند، با مقاومت دانشجويان روبرو مي شوند و هر روز آمار نگران كننده اي از بگير و بندها را مشاهده مي كنيم.

اگر قرار باشد شما رئيس دانشگاهي را برگزينيد بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟
قرار نيست كه من يا هر شخص ديگري رئيس ر ا برگزينيم. در آن صورت فرقي با وضع موجود نخواهد داشت. ما قبلاً طرحي ارائه كرده و پشت آن هم ايستاده ايم كه دانشگاه بايد استقلال داشته و مديرانش را خود انتخاب نمايد. مانند كاري كه اول انقلاب كرديم.

فكر مي كنيد در شرايط موجود چه بايد كرد؟
در وضعيت فعلي استاد يا دانشجو بايد دانشگاهي بودن اش را ثابت كند. دانشجو ويژگي اش علاوه بر پيشرفت معمولي در تحصيل اين است كه به دنبال آخرين دستاورد هاي علمي باشد و هيچگاه نقادي و ارائه نظر و ديدگاه را از ياد نبرد. اساتيد هم بايد اين رويه را دنبال كنند. چنانچه هر دو گروه در اين مسيرحركت كنند، كه هزينه هايي هم دارد، مي توان به آينده اميدوار بود. اگر چه سركوب انديشه ها، خاكستري پديد مي آورد كه با نسيمي شعله ور مي شود. بنده با توجه به فداكاريها، حق خواهي و تظاهراتي كه از دانشجويان در قالب قانوني در راستاي استيفاي حقوق خود مي نمايند، مي بينيم بسيار به آينده اميدوارم. مضاف بر اينكه غير را به درون راه نمي دهند و جاي بهانه اي هم باقي نمي گذارند. آنها حتي از حق اساتيد خود دفاع مي كنند.

+ نوشته شده در  Wed 27 Jun 2007ساعت 15:31  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

تجمع‌كنندگان كه خبرگزاري رويترز آنها را بيش از 50 نفر تخمين زد، نمايندگاني از بسيج دانشجويي، طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت، اتحاديه‌انجمن‌هاي اسلا‌مي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها، جنبش عدالتخواه دانشجويي، اتحاديه‌تشكل‌هاي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلا‌مي و جامعه اسلا‌مي دانشجويان بودند. روايت رويترز از تجمع دانشجويان مقابل سفارت انگليس اينگونه است: <‌در ميان هياهو، نيروي انتظامي تظاهركنندگاني را كه سعي داشتند ورودي جانبي سفارت را مسدود كنند و مانع ورود ميهمانان شوند، عقب مي‌زد. تظاهركنندگان شعار مي‌دادند: <سفارت انگليس تعطيل بايد گردد> و <مرگ بر انگليس، مرگ بر لا‌نه جاسوسي.> همه اينها در حالي اتفاق مي‌افتاد كه 1500 ميهمان براي شركت در بزرگ‌ترين جشن ديپلماتيك سالا‌نه در اين سفارتخانه دعوت شده بودند.

 دانشجويان اسلا‌مي كه پيراهن‌هاي سياه به تن داشتند، در جلويي سفارت را با كيسه‌هاي رنگ، گوجه‌فرنگي و تخم‌مرغ هدف قرار دادند. آنها شعار مي‌دادند: <نوكران انگليس، خجالت، خجالت.> آنها ميهمانان را <ايرانيان كثيفي كه حاضر به خوردن كيك جشن تولد ملكه دروغ و فساد هستند> توصيف كردند. برخي اتومبيل‌هاي ديپلماتيك با مشاهده آشوب آنجا را ترك كردند. حداقل يك اتومبيل هدف حمله قرار گرفت و بسياري از ميهمانان پس از به تله افتادن در ترافيك اطراف سفارتخانه از شركت در آن منصرف شدند. با اين حال حدود 200 ميهمان موفق شدند وارد سفارت شوند. روزنامه كيهان روز چهارشنبه نوشت كه ميهماني امسال در سفارت بريتانيا بخشي از جنگ رواني آمريكا عليه ايران است. روزنامه <سياست روز> نيز روز پنجشنبه نوشت تمامي ايرانياني كه در اين ميهماني شركت كنند، مخالفان داخلي هستند.

ايسنا نيز تجمع دانشجويي روبه‌روي سفارت انگليس را چنين به تصوير مي‌كشد: <‌دانشجويان پلا‌كاردهايي در دست داشتند كه روي تعدادي از آنها نوشته شده بود: <ديگ پلوي انگليسي را بر سر‌تان خراب خواهيم كرد>، <مجلس عيش و نوش در سرزمين اسلا‌مي به چه معناست؟>، <يا ايها‌المسلمون اتحدوا، اتحدوا>، <‌> UK go away‌، <انگليس جنايت مي‌كند، خائن حمايت مي‌كند.> محمد افكانه به نمايندگي از اتحاديه‌انجمن‌هاي اسلا‌مي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها گفت: روبه‌روي سفارت انگليس هستيم، خانه‌روباه، اينجا جنگل نيست كه اين روباه در اينجا خانه داشته باشد. اينجا مهد تمدن است. ما امروز دولت اصولگرا داريم، از اين دولت مي‌خواهيم كه هرچه زودتر به عنوان هديه‌اي براي سالگرد سوم تير ،سفير انگليس اخراج شود و سفارتخانه انگليس بسته شود.

پس از اظهارنظر نمايندگان دانشجويان، تعدادي از دانشجويان به سمت سفارت گلوله‌هاي مايعات رنگي پرتاب كردند. آنها در حالي كه شعار مي‌دادند 133 آبان تكرار بايد گردد>، <مرگ بر سفير انگليس>، <مرگ بر منافق>، <سفارت انگليس تعطيل بايد گردد، سفير صهيونيستي اخراج بايد گردد>، <واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد>، <عزا عزاست امروز روز عزاست امروز>، <ا... اكبر>، <اعدام انقلا‌بي نتيجه‌ورود است>، <منافق حيا كن سفارت را رها كن>، براي دقايقي در مقابل سفارت به سينه‌زني پرداختند و براي حضرت زهرا‌(س) عزاداري كردند. با پرتاب مايعات رنگي و اشيا به سمت سفارت، درگيري‌هايي بين نيروي انتظامي و تعدادي از دانشجويان رخ داد و تردد در خيابان مقابل سفارت نيز با مشكل مواجه شد. در پي درگيري نيروي انتظامي با دانشجويان در خيابان نوفل لوشاتو، دانشجويان معترض از مقابل سفارت دور شدند و پليس از گاز اشك‌آور استفاده كرد. ‌

به گزارش ايسنا، دانشجويان معترض در مقابل سفارت انگليس با تجمع در مقابل خيابان پارس منتهي به نوفل لوشاتو و همچنين در شرقي سفارت، نماز مغرب و عشاء را به جماعت اقامه كردند.

منبع : روزنا

+ نوشته شده در  Sat 16 Jun 2007ساعت 18:16  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
+ نوشته شده در  Thu 14 Jun 2007ساعت 13:58  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

 

+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2007ساعت 16:58  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

زمان- ساعت ۲۳ روز ۲۴ اردیبهشت

مکان-استودیو ۴۸ صدای آمریکا – تفسیر خبر

(جمشید چالنگی) مجری برنامه: آقای محمدی ممکن است علت ترس رژیم ایران را از دانشجویان بیان کنید؟

 

منوچهر محمدی- (فی الواقع) وقتی آیت الله خمینی گفتمان خود را بر مبنای ایدئولوژی اسلام سنتی بر ایدئولوژی ماتریالسم و اصلاح طلبی علی افشاری و مسائل(اقتصاتی) طیف علامه و شاخه شیراز دفتر تحکیم که اول از اونا بود ولی بعداً از اونا نبود و (فی الواقع) اینا از اونا بودند که پس از عبور از خاتمی ، اونا از اینا گذشتند و علی افشاری از اونا شد. من در زندان با روزنامه حمایت ارگان سازمان زندان ها (فی الواقع) یک مصاحبه اساسی کردم و همان جا گفتم که رژیم جمهوری اسلامی یکی از دموکرات ترین رژیم های عالم است و ما زندانیان نه تنها هیچ مشکلی نداریم بلکه (فی الواقع) از صبح تا شام با نوشیدن آب هویج و دعا به جان رهبر که الهی جانم فداش بشه گفتمان ایدئولوژی اسلام ستنی را بر مبنای اصلاح طلبی عبور دادیم و در نتیجه علی افشاری و عطری و سازگارا با در نظر گرفتن این مسائل انشاء الله موفق باشید!!!!!!!

 

(جمشید چالنگی) مجری برنامه: با سپاس از شما و توضیح روشنگرانه ای که ارائه فرمودید!!!!

+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2007ساعت 16:34  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

در تهران دو زن در اعتراض به برخورد ماموران حکومت روسری را برداشتند
این عکس صحنه ای از رفتار آشنای حکومت اسلامی با زنان را نشان میدهد. این زن جوان را به این خاطر که مشغول فیلم گرفتن از برخورد سرکوبگرانه ماموران با دختران "بدحجاب" بوده است، مورد ضرب و شتم قرار داده اند. این صبح یکشنبه در میدان هفت تیر تهران اتفاق افتاد. زن جوان در اعتراض به این رفتار سبعانه روسری خود را برداشته است

سازمان زنان ایرانی به نقل از يكي از رانندگان تاكسي در باره درگيري صبح در ميدان هفت تير گفته است: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندي دختر جواني را به دليل بدحجابي كشان كشان سوار خودرو نيروي انتظامي كردند و با خود بردند. فرياد هاي اين دختر جوان اعتراض مردم را نيز برانگيخت

عصر امروز نیز میدان هفت تیر تهران شاهد تجمع اعتراضی مردم و مقاومت در مقابل برخوردهای جنایتکارانه حکومت اسلامی بوده است. همین گزارش به نقل از يكي از مغازه داران ميدان هفت تير میگوید: "ماموران زن به سه دختر ٢٥ تا ٣٠ ساله ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما اين تذكر با لحن تندی انجام گرفت كه باعث برانگيختن واكنش آنها شد. يك پليس زن سعي داشت با كشيدن دست يكي از دختران سعي در سوار كردن او به ماشين داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پاي خود به ساق پاي زن جوان زد. اين ماجرا باعث دخالت مردم شد. اين سه زن سرانجام توسط حاضران در ميدان هفت تير از صحنه خارج شدند و با يك ماشين سمند از صحنه دور شدند. آنها در حالي سوار ماشين شدند كه لباس هايشان در جريان درگيري پاره شده بود و ديگر حجابي بر سر نداشتند

یکی از گزارشگران حزب کمونیست کارگری میگوید: "امروز وقتی ساعت ٦ عصر به میدان هفت تیر رسیدم حدود ٢٠٠٠ نفر بطور پراکنده در میدان بودند. بحث از مادر و دختری بود که بخاطر فیلم گرفتن از صحنه دستگیری دختران، کتک خورده بودند. عکسی که برایتان میفرستم موبایل به موبایل دارد میچرخد

مردم کوتاه نمی آیند. علیرغم همه سبعیتی که رژیم نشان میدهد، حتی آنجا که میزند و دستگیر میکند در اعتراض روسری را برمیدارند. مردم از دختران و زنانی که مقاومت و اعتراض میکنند حمایت میکنند و آنها را فراری میدهند. همه جا صحنه های خشم و انزجار علیه حکومت است. حکومت زورش نمیرسد و حریف مردم نمیشود. این حکومت فقط شایسته سرنگونی است. حزب همه مردم را به حمایت از زنانی که مورد تعرض اوباشان حکومت قرار میگیرند فرامیخواند. رژیم با این کار گور خود را میکند. شکست رژیم به قیمت سنگینی برایش تمام میشود. و این شکست ممکن است. میلیونها زن و جوان را نمیتوان عقب راند. دوره قدرقدرتی رژیم و فضای ارعاب گذشته است. شرم بر سران حکومت جنایتکار و ضدزن اسلامی

حزب کمونیست کارگری ایران
٢٠ مه ٢٠٠٧، ٣٠ اردیبهشت ١٣٨٦
+ نوشته شده در  Mon 4 Jun 2007ساعت 13:6  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
http://www.youtube.com/watch?v=LZMzUAlLb5U&eurl=http%3A%2F%2F8march%2Dhejabno%2Eblogspot%2Ecom%2F

مقابله زنان و مردم با سرکوبگران جمهوری اسلامی

+ نوشته شده در  Mon 4 Jun 2007ساعت 13:5  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
کبرا. ن متولد سنندج است. او که مادر چهار فرزند است٬ زندگي پر از مرارت و بدبختي داشته و اکنون بدليل وجود يک حکومت فاشيست اسلامي٬ در آستانه سنگسار شدن است
زندگي کبرا٬ ن نمونه مجسم ٬ تحقير و فقر و بدبختي٬نمونه مجسم خشونت خانگي و خشونت دولتي عليه زنان و نمونه مجسم زندگي زنان در ايران تحت حاکميت جمهوري اسلامي است
کبرا مجبور به ازدواج اجباري شده و سپس مجبور به تن فروشي توسط همسر معتادش ميشود. او ميگويد : مشتريها را همسرم انتخاب ميکرد و خودش هميشه ناظر تجاوز مردان متعدد به من بود. اگر کاري را که از من ميخواستند٬ نميکردم٬ همسرم مرا تهديد ميکرد و ميگفت بچه ها را از من ميگيرد و يا به آنها آزار ميرساند
اين زن که روزانه زير فشار اين رفتارهاي وحشيانه خرد ميشده٬ در نهايت با يکي از مشتريها به اسم حبيب دوست ميشود و حبيب همسر اورا به قتل ميرساند. حبيب با دادن ديه از زندان آزاد شده و اکنون کبرا به جرم رابطه جنسي خارج از ازدواج در آستانه سنگسار است
کميته بين المللي عليه سنگسار اعلام ميکند که جمهوري جنايتکار اسلامي نبايد جرات کند کبرا را اعدام کند. براي تحميل يک عقب نشيني به اين حکومت بايد مجددا در سراسر جهان دست به کار شد. به اين حکم وحشيانه و همه احکام سنگسار اعتراض کنيد
به کمپين جهاني عليه سنگسار بپيونديد و کمک کنيد کبرا را نجات دهيم
از فعاليتها و ميتينگ و تظاهراتهاي کميته عليه سنگسار حمايت کنيد و کاري کنيد کبرا را نجات دهيم

کميته بين المللي عليه سنگسار
۲
+ نوشته شده در  Sun 3 Jun 2007ساعت 22:2  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
سخنراني مينا احدي به دعوت سازمان عفو بين الملل
ارزيابي و بررسي مبارزات گسترده عليه اعدام در ايران

روز سه شنبه ۵ ماه ژوئن ، به دعوت سازمان عفو بين الملل. مينا احدي در شهر زيگن آلمان سخنراني ميکند. اين سخنراني در ادامه مجموعه سخنرانيهايي است که عفو بين الملل بر عليه اعدام برگزار ميکند. در اين جلسه، در مورد ارزيابي مبارزات مردم و کمپين هاي گسترده جهاني بر عليه اعدام در ايران صحبت ميشود و راههاي گسترش دادن اين مبارزات بررسي خواهد شد
از همه علاقمندان دعوت ميشود در اين جلسه حضور بهم رسانند
ساعت و محل جلسه : ساعت ۸ شب روز سه شنبه ۵ ماه ژوئن در شهر زيگن آلمان
Herrengarten 3 (Eingang Hindenburgstraße
متن اطلاعيه آلماني عفو بين الملل
Öffentliche Vortragsreihe
Todesstrafe - eine gerechte Strafe?
Thomas Hensgen, amnesty international – Koordinationsgruppe gegen die Todesstrafe, Aachen
Todesstrafe - eine Verletzung der Menschenrechte?
Dienstag, 22. Mai 2007
Mina Ahadi, Vorsitzende des Internationalen Komitees gegen die Todesstrafe, Berlin
Der Kampf gegen die Todesstrafe im Iran
Dienstag, 5. Juni 2007
Ein Film und einige Informationen zur Todesstrafe in „God’s own country“
„Dead man walking“
Dienstag, 12. Juni 2007
Prof. Dr. Jürgen Bellers, Universität Siegen
Kann Todesstrafe gerechtfertigt sein?
Dienstag, 19. Juni 2007
Veranstalter: FORUM SIEGEN,
amnesty international – Gruppe Siegen
Ort: Herrengarten 3 (Eingang Hindenburgstraße)
Uhrzeit: 20 Uhr
- Eintritt frei -

+ نوشته شده در  Sun 3 Jun 2007ساعت 22:1  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
ایرانپرس نیوز
بنا به گزارش دریافتی، رژیم جمهوری اسلامی بامداد روز یکشنبه یک نوجوان هفده ساله بلوچ به نام سعید قنبرزهی را به اتهام "همکاری با اشرار" در زندان زاهدان اعدام کرد.  این نوجوان هفده ساله پس از بمب گذاری اسفند ماه سال گذشته که منجر به هلاکت رسیدن چند تن از پاسداران رژیم شد همراه با تعداد دیگری دستگیر گردید که یکی از آنها به نام نصرالله شنبه زهی سه روز بعد از حادثه مزبور به شکلی وحشیانه در ملاعام اعدام شد. و سعید قنبرزهی و سایر دستگیرشدگان که هیچ جرمی جز بستگی فامیلی با تعدادی از مخالفان بلوچ نداشتند، پس از دستگیری تحت وحشيانه ترين شکنجه ها قرار گرفتند.   به گفته منابع محلی، رژیم اسلامی در وحشت از گسترش اعتراضات مردمی از چندی پیش جوانان بلوچ را یا به سایر استانها تبعید می کند و یا مخفیانه به دور از دید مردم در زندانها اعدام می کند.   نوجوان هفده ساله سعید قنبرزهی بامداد یکشنبه بدست رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی در زندان زاهدان بدار آویخته شد
+ نوشته شده در  Tue 29 May 2007ساعت 18:4  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
یک ایران
امروز، دوشنبه 7 خردادماه 1386، تجمع و تریبون آزادی با عنوان «پاسداشت احوراییان در بند» در اعتراض به بازداشت گسترده دانشجویان و احکام سنگین انضباطی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران) برگزار شد. این تجمع که از ساعت 11:30 توسط انجمن اسلامی دانشجویان برگزار گردید با استقبال گسترده دانشجویان همراه شد.  به گزارش خبرنگار خبرنامه امیرکبیر دانشجویان ابتدا مقابل دانشکده شیمی جمع شده و پس از آن  به سمت درب حافظ دانشگاه حرکت کردند.دانشجویان در حین راهپیمایی خود در دانشگاه شعارهایی چون « دانشجو­ي زنداني آزاد بايد گردد » در حمایت 7 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که در بازداشت به سر می برند، سر داده و سرود یار دبستانی خواندند.دانشجویان همچنین پلاكاردهايي با شعارهایی چون «ما ترمز قطار جنبش دانشجويي را كنده‌ايم»، «احسان منصوري را آزاد كنيد»، «آزادي حق دانشجوست»،«دوستان ما در بندند، بازداشت‌شدگان را آزاد كنيد» و ... در دست داشتند.  دانشجويان بعد از آن با حضور در صحن دانشگاه شروع به برگزاری تريبون آزاد در دفاع از دانشجويان زنداني و محكوم كردن احکام سنگین كميته انضباطی، كردند. گفتنی است آقایان دکتر کیوان انصاری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، مجید توکلی و احسان منصوری هم اکنون در بند امنیتی 209 اوین در بازداشت هستند. همچنین بابک زمانیان، مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی، امروز پس از تحمل 38 روز سلول انفرادی با وثیقه 50 میلیونی از زندان آزاد شد. مدیریت دانشگاه امیرکبیر از آزادی تعدادی دیگری از دانشجویان بازداشت شده طی روزهای آینده خبر داده است. در این تریبون چند نفر از دانشجویان به سخنرانی پرداختند. دانشجویان در سخنان خود عمدتا به نحوه عملکرد دیکتاتور مابانه دکتر رهایی، رییس دانشگاه، و همچنین حمایت از دانشجویان دربند امیرکبیر پرداخته و خواستار برکناری رئیس دانشگاه امیرکبیر از سمت خود شدند. سخنرانان اعلام کردند که دانشجویان امیرکبیر تا هنگامی که تمامی دوستان دربند خود را در کنار خود نبینند حق خود می دانند که در امتحانات پایان ترم شرکت نکنند.گفتنی است در هفته گذشته 50 نفر از دانشجویان که عمدتا از اعضای انجمن اسلامی بودند به کمیته انضباطی احضار شدند و این کمیته برای 10 نفر از آنان احکام سنگین محرومیت از تحصیل صادر کرده و 15 را به دانشگاه ممنوع الورود نموده است. اسماعیل سلمانپور، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی در سخنرانی خود در این تریبون گفت: «امروز بابك زمانيان آزاد شده و کذب بودن مطالب منتشره مبني بر اينكه زمانيان اعتراف كرده كه با آمريكا در ارتباط بوده اثبات گشته است.مطمئن باشيد اگر دانشجویان به صورت یکپارچه ایستادگی كنند همه دوستان‌مان آزاد خواهند شد سلمانپور که به دستور مدیریت به دانشگاه ممنوع الورود شده و هفته گذشته در اثر ضرب و جرح مامورین انتظامات دانشگاه که سعی می کردند مانع ورود این دانشجو به دانشگاه شوند، در خصوص اطلاعیه ای که توسط روابط عمومی دانشگاه همین خصوص صادر شده، گفت: « متاسفانه هر روز جلوي فعاليت دانشجويان را مي‌گيرند و دانشگاه اطلاعيه‌اي صادر كرده و فيلم حقيقي كه بنده را مورد ضرب و شتم قرار دادند را تكذيب مي‌كند. من مانده‌ام چطور عده‌اي فيلمي كه در دست است را انكار مي‌كنند در ادامه این تریبون يكي ديگر از تجمع‌كنندگان با بيان اينكه هنوز قلب تپنده‌ي جنبش دانشجويي مي‌تپد، اظهار داشت: «متاسفانه ما اين روزها شاهد هرگونه رفتاري در دانشگاه هستيم و عده‌اي درنظر نمي‌گيرند كه آزادي براي آن است كه انسانيت زنده بماند. چرا بايد استادان بي‌دليل بازنشسته شوند؟ دانشجويان بي‌دليل ممنوع‌الورود و تعليق و... شوند؟ دانشگاه خانه‌ي دانشجوست. چگونه دانشجويان را ممنوع‌الورود مي‌كنيد؟»  این دانشجو در ادامه گفت: «امروز ما اينجا جمع شديم كه علي‌رغم تمام مسائلي كه پيش آمده بگوييم همچنان ايستاده‌ايم تا از حقوق دانشجويان دفاع كنيم و در سر امتحانات حاضر نخواهيم شد چراكه دانشجويان بايد بتوانند به خانه‌‌شان بازگردند و در سر جلسه‌ي امتحان حاضر شوند  گفتنی است در حین برگزاری تریبون آزاد دانشجویی، جمعی از بسیجیان در حالی که صندوقی را در صحن دانشگاه قرار داده بودند، مدعی شدند در حال برگزاری انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی هستند. که این حرکت موجب شد دانشجویان تجمع کننده به سمت صندوق رای حمله کنند.   بلافاصله پس از این حرکت دانشجویان، یکی از دختران بسیجی دانشگاه روی صندوق نشسته تا در صورت تلاش دانشجویان برای گرفتن صندوق، مدیریت دانشگاه به همراه بسیج در خصوص هتک حرمت دختران بسیجی علیه دانشجویان شانتاژ نمایند. همچنین نیروهای انتظامات و حراست دانشگاه با حضور در اطراف صندوق رای و ضرب و شتم دانشجویان مانع از دستیابی دانشجویان به این صندوق شدند که این حرکت موجب مجروح شدن چند تن از دانشجویان شد. این درگیری باعث شد تابلوی «انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان» که توسط بسیجیان نصب شده بود، پاره شود. دانشجویان در خاتمه با خواندن سرود و سر دادن شعار عليه عناصر شبه نظامي حاضر در دانشگاه به تجمع خود خاتمه دادند. همچنین آرش آرمون دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در پایان این تجمع اعلام کرد: این تجمع نشان داد که دانشجویان دانشگاه مدافع چه کسانی هستند و کسانی که سعی دارند با کمک نیروهای بسیجی و انتظامات دست به برگزاری انتخابات نمایشی بزنند به رسمیت نمی شناسند. گفتنی است امروز دانشجویان و اساتید دانشکده ریاضی کلاس های درس خود را در اعتراض به بازداشت احسان منصوری، دانشجوی این دانشکده، تعطیل کردند
+ نوشته شده در  Tue 29 May 2007ساعت 18:3  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
خبرگزاری موکریان: صبح روز گذشته جمعی از کارگران شرکت فیرمکو در پتروشیمی اوره و آمونیاک کرمانشاه در اعتراض به اخراج تعدادی از کارگران این شرکت دست به اعتصاب زدند . مطالبات این کارگران ادامه کار کارگران اخراجی ، ممنوعیت اخراج کارگران ، تعیین حقوق کارگران جدید بر اساس طرح طبقه بندی مشاغل و انتخاب نماینده کارگران با رأی خودشان عنوان شده است .  گفته می شود کارگران شرکت فیرمکو اعلام نموده اند در صورت عملی نشدن خواسته هایشان تا روز دوشنبه ، دوباره دست به اعتصاب خواهند زد
+ نوشته شده در  Tue 29 May 2007ساعت 18:3  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2007ساعت 20:51  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

  روزنه

دولت عراق که به همراه شرکای امریکایی- انگلیسی اش خود مسبب ناامنی، کشت و کشتار و آوراه گی میلیونها انسان است، به اعدام های گسترده تحت لوای "اقدام علیه آسایش عمومی" ادامه می دهد. سه زن به نامهای واسان طالب 31 ساله، زینب فاضل 25 ساله، و لیقه عمر محمد 26 ساله به زودی اعدام خواهند شد. اتهام این زنان مانند دیگران، اقدام علیه آسایش عمومی است. فقر وبیکاری، آواره گی و عدم امنیت در جامعه عراق بیداد می کند. قانون اعدام و اجرای احکام اعدام هیچ کمکی به مردم عراق نخواهد کرد. این امر فقط ناامنی در جامعه را دامن می زند. ما در همان آغاز اعدام ها در عراق این را گفتیم که با شروع اعدام ها در عراق قتل وغارت، جنایت و آدمکشی، و در کلیت خود ناامنی در جامعه گسترده تر خواهد شد .ما قویآ گسترش اعدام ها در عراق محکوم می کنیم. ما خواهان توقف فوری اعدام ها در عراق هستیم. همچنین اجرای حکم اعدام این سه زن، باید سریعآ متوقف شود. کمیته بین المللی علیه اعدام تمام توان خود را به کار خواهد گرفت و با بسیج افکار عمومی در جهان و جلب حمایت سازمانها و گروه ها مدافع حقوق بشر وهمچنین احزاب و نمایندگان پارلمانهای اروپا سعی خواهيم کرد، دولت عراق و دولت آمریکا را وادار به متوقف کردن اعدام های گسترده در عراق نمایم

کمیته بین المللی علیه اعدام از تمامی سازمانها و مدافعین حقوق انسانی و از تمای انسانهای شریفی که مخالف مجازات اعدام هستند می خواهد که صدای اعتراض خود را به احکام   اجرای اعدام ها در عراق بلند کنند. خواستار لغو احکام اعدام این سه زن شوید. برای مقامات و مسؤلین سازمان ملل و پارلمان اروپا نامه های   اعتراضی خود را ارسال کنید

  کميته بين المللي عليه اعدام

‏2007‏/05‏/18

تلفن تماس: 0046704917495

www.adpi.net

manochermasori@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2007ساعت 20:25  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
روزنه

به دنبال دستگیری تعدادی از دانشجویان دانشكده پلی‌تكنیك امیركبیر تهران، سازمان عفو بین‌الملل، امنستی اینترناشنال، روز ١۵ ماه مه با انتشار بیانیه‌ای نگرانی خود را از احتمال بدرفتاری با آنها و مواجه بودنشان با خطر شكنجه شدن، ابراز داشت. عفو بین الملل از همه افراد و نهادها خواسته است تا با نوشتن نامه اعتراضی به سران رژیم خواهان آزادی فوری و دسترسی فوری و بدون قید و شرط این دانشجویان به خانواده هایشان و وكلای مورد نظرشان شوند. حداقل ٦ تن از دانشجویان دانشكده پلی تكنیك امیركبیر تهران طی یكی دو هفته گذشته در رابطه با انتشار نشریات دانشجوئی و به جرم توهین به مقدسات اسلامی، دستگیر شده اند. امنستی در این بیانیه همچنین اعلام كرده است كه حداقل ٢ تن از دانشجویان زندانی به بند ٢٠٩ زندان اوین، كه در بدرفتاری و شكنجه زندانیان زبانزد همه است، منتقل شده‌اند.   سازمان عفو بین الملل، امنستی، با انتشار اسامی تعدادی از دانشجویان زندانی به سابقه اعتراضات دانشجویان دانشگاه امیركبیر، از جمله هو شدن احمدی نژاد و به آتش كشیدن شدن عكس وی در سخنرانی ماه دسامبر وی در این دانشكده، و به نقش اوباشان كمیته انضباطی در این دانشگاه در سركوب اعتراضات دانشجوئی اشاره كرده است. حزب كمونیست كارگری از همه سازمانها و نهادهای بین‌المللی میخواهد كه به سركوب دانشجویان و اذیت و آزار و دستگیری آنها اعتراض كنند و برای آزادی فعالین اعتراضات دانشجوئی، كارگری و زنان و كلیه زندانیان سیاسی، جمهوری اسلامی را هر چه بیشتر زیر فشار بگذارند

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2007ساعت 20:23  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
حراست برای جلوگیری از انتخابات انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی پنجره ها را شکست و بر سر دانشجویان ریخت

ساعت خبر: 12:30 ظهرسه شنبه 22 مه 2007

طبق خبرهای رسیده هم اکنون در گیری شدیدی بین دانشجویان و نیروهای حراست دانشگاه علامه در جریان است.

طبق این خبرها، امروز دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه در حال برگزاری انتخاب نمایندگان انجمن اسلامی بودند که با حمله نیروهای حراست دانشگاه روبرو گشتند. دانشجویان جهت جلوگیری از وزود این نیروها به محل انتخابات، درها و پنجره ها را بستند که نیروهای سرکوبگر پنجره ها را شکستند . در نتی جه این اقدام شیشه های خرد شده به سر و صورت دانشجویان ریخته و تعدادی از دانشجویان را زخمی کرده است.

شاهدان حاضر در محل اطلاع می دهند که درهای دانشگاه به روی دانشجویان بسته شده و در گیری های سختی میان دانشجویان و نیروهای حراست در جریان است.

+ نوشته شده در  Tue 22 May 2007ساعت 20:21  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
پیک ایران
ظهر امروز سه‌شنبه جمعي از دانشجويان دانشكده ادبيات دانشگاه علامه‌طباطبايي در اعتراض به آنچه نامه‌ صادره از سوي هيات نظارت دانشگاه مبني بر تحويل دفتر انجمن اسلامي دانشكده‌هاي اين دانشگاه خواندند، در صحن اين دانشكده تجمع كردند. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي اين تجمع مجيد دوري، عضو انجمن اسلامي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي تصريح كرد: « اين تجمع در اعتراض به برخي محدوديت‌ها در اين دانشگاه و مشكلاتي كه براي انجمن اسلامي به وجود آمده، صورت گرفته است؛ عده‌اي دانشگاه را با پادگان اشتباه گرفته‌اند و سعي دارند فضاي انتخاباتي در دانشگاه برقرار نباشد وي افزود: « عده‌اي سعي دارند نگذارند انتخابات انجمن اسلامي برگزار شود و مي‌خواهند انجمن را از وجهه‌ي قانوني خارج كنند. ما امروز گردهم آمده‌ايم و اجازه نمي‌دهيم هر كس هر آنچه مي‌خواهد انجام دهد در ادامه اين تجمع دانشجويان شعار دادند "زنده باد آزادي". سعيد ايزدبخش، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي نيز ابراز عقيده كرد: « نزديك به دو سال از زمان روي كار آمدن مديريت دانشگاه علامه طباطبايي مي‌گذرد و طي اين دوسال ما دچار چالش‌هاي زيادي بوده‌ايم. در طي اين دوسال نشريات دانشجويي ما دچار مشكلات زيادي شده‌اند، دانشگاه فضاي خاصي پيدا كرده است و در هر حال مي‌خواهند براي انجمن اسلامي مشكل ايجاد كنند وي ادامه داد: «همه‌ي ما امروز دور هم جمع شديم تا بگوييم اجازه نمي‌دهيم انتخاباتي غيرقانوني در اين دانشكاه برگزار شود در ادامه اين تجمع دانشجويان "سرود يار دبستاني من" را خوانند.
يكي از فعالان دانشجوي نيز در اين تجمع اظهار داشت: « مطمئنا نااميدي سقوط مي‌آورد. ما بايد آگاه باشيم و اجازه ندهيم عده‌اي با ترفند فضاي دانشگاه را به سوي آنچه خود مي‌خواهند ببرند بر اساس اين گزارش در اين ميان يكي از دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به دانشجويي كه از اين تجمع فيلم‌برداري مي‌كرد گفت: « چرا مخفيانه فيلم مي‌گيريد و در دانشگاه آدم‌فروشي مي‌كنيد؟ اين چه حركت زشتي است كه انجام مي‌دهيد؟» دانشجويان فرياد زدند: "منافق منافق خجالت خجالت" مازيار سميعي، دبير انجمن اسلامي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي نيز بيان كرد: « شايد عده‌اي بتوانند اتاق انجمن را از ما بگيرند اما حياط دانشگاه مال دانشجوست و ما آزادنه به دنبال تحقق خواسته‌هاي خود هستيم و اجازه نمي‌دهيم كسي در دانشگاه بي‌اخلاقي را اجرا كند دانشجويان دست زدند». در ادامه اين تجمع حميده حسيني يكي از فعالان دانشجويي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي نيز گفت: « آزادي پنج حرف است "الف" مثل آرامش، "ز" مثل زندگي، "الف" مثل اعتقاد، "ي" مثل يكدلي است. دانشجويان شعار دادند: "دانشجوي مي‌ميرد ذلت نمي‌پذيرد". در ادامه اين تجمع عليرضا اشراقي‌فرد دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي نيز تصريح كرد: « بنده اين افتخار را دارم كه اعلام كنم ما در هفته‌ي آينده انتخابات باز انجمن اسلامي را برگذار خواهيم كرد و اجازه نمي‌دهيم كسي حرف به ناحق بزند وي افزود: « دفتر انجمن‌هاي اسلامي آخرين سنگر آزاديست و ما هيچ‌گاه آخرين سنگر آزادي را از دست نمي‌دهيم دانشجويان شعار دادند: "زنده باد آزادي" وي افزود: « اگر هيات موسس ما را مسوولان قبول كنند مشكلي پيش نخواهد آمد اما اگر نپذيرند انتخابات باز خود را هفته‌ي آينده برگزار مي‌كنيم. ما از طريق ديوان عدالت اداري اين موضوع را پيگيري مي‌كنيم و اجازه نمي‌دهيم كسي در اين دانشگاه تشكل غير قانوني بوجود آورد در ادامه اين تجمع دانشجويان حلقه‌اي تشكيل دادند و شب‌نامه‌هايي كه گفته مي‌شد در طول دو روز گذشته توسط افرادي ناشناس ميان دانشجويان پخش شده به آتش كشيدند.
يكي از فعالان دانشجويي اين دانشكده نيز بيان كرد: « به چه حقي مسوولان اين دانشگاه اجازه مي‌دهند در اين دانشگاه شب‌نامه پخش شود و تحت هيچ‌شرايطي پيگير اين موضوع نيستند. چرا كسي مسبب اين شب‌نامه‌ها را پيگيري نمي‌كند دانشجويان شعار دادند "رياست پاسخگو حق مسلم ماست" در ادامه اين تجمع يكي از دانشجويان تصريح كرد: « ما تحت هيچ‌ شرايطي دفتر انجمن را به كسي نمي‌دهيم و بر جايگاه خود ايستادگي مي‌كنيم اين دانشجويان در حالي كه دستان خود را به يكديگر گره كرده بودند و "سرود يار دبستاني من" را مي‌خواندند به سمت در اصلي اين دانشكده حركت كردند. دانشجويان معترض بعد از آنكه به جلوي در دانشكده رسيدند حلقه‌ي انساني تشكيل دادند و شعارهايي سر دادند.دانشجويان در پايان سرود "اي ايران اي مرز پر گهر" را خواندند
+ نوشته شده در  Sun 20 May 2007ساعت 21:25  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

هاله اسفندیاری مديربرنامه بخش خاورميانه مرکز بين‌المللی "وودر وويلسون" در واشنگتن که در تاریخ 17 اردیبشهت ماه پس از احضار به وزارت اطلاعات بازداشت شده است، درسالن 1 بند 209 در سلول انفرادی نگهداری می شود.

وی که دارای تابعیت ایرانی امریکایی است، برای دیدار از مادر خود به ایران سفر کرده بود، که در تاریخ 30 دسامبر توسط مردانی ناشناس مورد حمله قرار گرفته و گذرنامه وی به سرقت رفت.

هاله اسفندیاری پس از مراجعه برای دریافت گذرنامه جدید به مدت چهارماه توسط وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفت.

نگهداری این محقق ایرانی در زندان درحالی صورت می گیرد که روزنامه کیهان، چندی پیش طی گزارشی وی را به به جاسوسی برای آمريکا و اسرائيل و برنامه ريزی برای تغييرات دموکراتيک در ايران متهم کرد که با توجه به ارتباط این روزنامه با دستگاههای امنیتی به نظر میرسد نگهداری اسفندیاری در زندان در جهت وادار نمودن وی به اعترافات این چنین صورت می گیرد.

سال گذشته نیزرامین جهانبگلو، فیلسوف ایرانی به اتهام تلاش برای راه اندازی انقلاب مخملین در ایران بازداشت و پس از 4 ماه آزاد شد.

به گفته محمد سیف زاده پرونده‌ی اسفندیاری به شعبه‌ 14 بازپرسی ویژه‌ی امنیت ارجاع شده است. هم اکنون شیرین عبادی، عبدالفتاح سلطانی و محمد سیف زاده وکالت وی را بر عهده دارند با این وجود وزارت اطلاعات و بازپرس پرونده تا زمان اتمام تحقیقات اجازه ملاقات را برای وکلا صادر نخواهد کرد.

لازم به ذکر است بند 209 زندان اوین تحت نظر وزارت اطلاعات اداره می شود، و مجموعه ای مستقل در زندان اوین است که از آیین نامه سازمان زندانها پیروی نمی کند. متهمین نگهداری شده در این بند از حق داشتن وکیل و تماس با خانواده تا زمان اتمام دوران بازپرسی محروم بوده و در سلولهای انفرادی نگهداری می شوند.لزوم استفاده از چشم بند، بازجوییهای طولانی مدت در نیمه شب، و عدم تماس با محیط خارج از جمله قوانین رایج در این بند می باشد.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  Sun 20 May 2007ساعت 21:23  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

بنابرگزارش های رسیده از زندان رجایی شهر، زندانیان در این مكان در شرایط بسیار نامناسب بهداشتی بسر می برند.

به گفته ی منابع خبری در حالی که وجود تخت در اتاقهای زندان جهت استفاده زندانیان، از موارد رایج به شمارمی آید، در برخی از بندهای این زندان تمامی تخت ها جمع آوری شده و زندانیان کف خواب هستند. ابعاد اتاق ها دربرخی بندها 2.5×2 متر است و با وجود نبود فضای کافی تعداد زندانيان در هر اتاق به 4 تا 5 تن مي رسد که در واقع سهم هر زندانی از فضای اتاق حدود 1 متر مربع است، دیوارهای سرد و مرطوب اتاقها و کف خواب بودن زندانیان باعث شیوع بسیاری از بیماریها در زندان شده است.

طبق آيين نامه سازمان زندان ها با توجه به فضای موجود در زندان رجایی شهر میبایستي 1122 نفر در این زندان نگهداری شوند، درحالی که آمارها از وجود حدود 5500 زندانی در این زندان حكايت دارد.

عدم رعایت اصل تفکیک جرایم دیگر معضل موجود در زندان رجایی شهراست که در بسیاری از مواقع، زندانیان با جرایم مختلف در یک سالن نگهداری می شوند. زندانیان سیاسی به دلیل اعتراض به نگهداری خود در بین زندانیان عادی بارها دست به اعتصاب غذا زده اند.

به دلیل کمبود مکان مناسب، زندانیان مبتلا به بیماریهای روانی ، ایدز، هپاتیت و دیگر امراض عفونی در میان زندانیان عادی نگهداری شده و بسیاری از زندانیان در طی دوران محکومیت خود به دلیل همجواری با اینگونه بیماران، دچار بیماری های مختلف می شوند.

یکی از موارد نگران كننده ، توزیع گسترده ماده مخدر" کراک" است، به گفته ی منابع خبری در حال حاضر شایع ترین ماده مخدر در زندان رجایی شهر "کراک" بوده که بنابر نظریه پزشکی مصرف آن ده ها بار خطرناک تر از هروئین است.

تخمين زده مي شود كه در حال حاضر بیش از 60% زندانیان زندان رجایی شهر به این ماده مخدر اعتیاد دارند.

در بسیاری از بندهای زندان، زندانیان به دلیل شرایط نامناسب بهداشتی و عدم رعایت استانداردها، به شپش آلوده هستند. در زندان رجایی شهر تعدادی از زندانیان سیاسی و امنیتی از جمله امیر ساران، بهروز جاوید تهرانی، ناصرخیراللهی، خالدحردانی و... نیز نگهداری می شوند.اعتراضات این زندانیان به وضعیت نامساعد زندان و درخواست برای بهبود شرایط نیز نه تنها با پاسخی روشن از سوی مسئولین مواجه نشده، بلکه زندانیان معترض که بدفعات برای بدست آوردن مطالبات خود دست به اعتصاب غذا زده اند، با محرومیت هایی همچون ممنوعيت از ملاقات، محروميت از حق تماس تلفني و یا سلول انفرادی مواجه میشوند.

هم اکنون خالد حردانی و ناصر خیراللهی به دلیل اعتصاب غذای خود در ماه های گذشته از ملاقات با خانواده هایشان محروم شده اند. پنج شنبه گذشته خانواده حردانی هنگام مراجعه به زندان با ممانعت مسئولین از ملاقات با وی مواجه شدند. خانواده ناصرخیراللهی نیز که از اصفهان برای ملاقات با وی به زندان مراجعه کرده بودند، اجازه ملاقات با او را بدست نیاوردند.

بهروز جاوید تهرانی پیش از این به دلیل آنچه درگیری با مامورین زندان نامیده شد، به مدت بیش از 15 روز در انفرادي بسر برد. محمد نیکبخت نیز با شرایطی مشابه در زندان اصفهان، هم اکنون در انفرادی بسر می برد.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  Sun 20 May 2007ساعت 21:3  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

 

« زندگي » زيباست، كو چشمي كه « زيبائي » به بيند ؟

كو « دل آگاهي » كه در « هستي » دلارائي به بيند ؟

 

صبحا « تاج طلا » را بر ستيغ كوه، يابد

شب « گل الماس » را بر سقف مينائي به بيند

 

ريخت ساقي باه هاي گونه گون در جام هستي

غافل آنكو « سكر » را در باده پيمائي به بيند

 

شكوه ها از بخت دارد « بي خدا » در « بيكسي ها »

شادمان آنكو « خدا » را وقت « تنهائي » به بيند

 

« زشت بينان » را بگو در « ديده » خود عيب جويند

« زندگي » زيباست كو چشمي كه « زيبائي » به بيند ؟

 




ستوان جواد نادری افسر يگان مبارزه با بد حجابی و... در پی درگیری لفظی با دو سرنشین پژو 405 به نامهای آرمین ابراهیم نژاد ۱۹ساله و بهمن عباسزاده۲۰ ساله درخیابان پاستور شهر تبریز به دلیل گوش دادن به موسیقی غیر مجاز اقدام به تیراندازی به طرف آنها نمود که مجروحین حادثه توسط اهالی حاظر در محل به اورژانس منتقل شدند که حال یکی از مجروحین وخیم اعلام شده است.



 



 





نقل از: http://sarbazevatan.multiply.com/journal/item/35

+ نوشته شده در  Mon 14 May 2007ساعت 20:25  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

چند روز پیش «فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)» با شروع به کار سایت «یاران ما» رسما اعلام موجودیت کرد. فراکسیون کمونیستی در سازمان اکثریت را چگونه باید تعبیر کرد؟

1. زمینۀ عینی اعلام فراکسیون
اگر کسی برای باور به پیشروی چپ کارگری در عرصۀ سیاست ایران به شاخص های بیشتری نیاز داشت اعلام فراکسیون کمونیستی در سازمان اکثریت یکی دیگر از این شاخص ها به دست داد. کارنامۀ سازمان اکثریت، عملکرد تشکیلاتی آن، جایگاه سیاسی و چرخش های ایدئولوژیک آن، در نزدیک به سه دهۀ اخیر، یعنی از مقطع انقلاب بهمن تا امروز، برای همه شناخته شده است. اعلام موجودیت یک فراکسیون کمونیستی از درون سازمان اکثریت را بهیچوجه در ادامۀ دینامیسم درونی این سازمان نمی توان توضیح داد. در ادامۀ مطلب به این مسأله می پردازم که اعلام یک فراکسیون کمونیستی در چنین سازمانی چقدر می تواند اصالت داشته باشد و جدی گرفته شود. اینجا فقط یک نتیجه گیری کافی است: از نظر ابژکتیف، تنها وسعت گرفتن یک حرکت چپ طبقاتی در عرصۀ سیاست ایران و چشم انداز مساعد این حرکت می تواند عاملی باشد که گروهی را در سازمان اکثریت (حال با نیات اصیل یا غیراصیل) به اعلام فراکسیون کمونیستی سوق داده است.

2. چرا درون سازمان اکثریت؟
اگر اعلام فراکسیون کمونیستی در اکثریت اصالت داشته باشد، برخورد مارکسیست های ایران چه باید باشد؟ واضح است که افراد از راه های مختلفی به حقانیت سوسیالیسم می رسند. هر کس و هر گروهی از هر مسیری که خود را به اردوی طبقه کارگر در مبارزۀ طبقاتی رسانده باشد خوش آمده است. آدم ها عوض می شوند. سابقۀ هیچکس، باورهای پیشین و حتی اعمال گذشته، بخودی خود برای دست رد زدن بر سینۀ هیچکس کفایت نمی کند. این ها لازم به تکرار است تا روشن باشد قصد ما محکوم کردن موضع امروز کسی به سبب گذشته اش نیست. اما فراکسیون "کمونیستی" را مادام که در سازمان اکثریت باقی مانده است نمی توان جدی گرفت. واقعا غرض این فراکسیون از باقی ماندن در سازمان اکثریت چه می تواند باشد؟ امیدوارند در کنگرۀ سازمان نئوکان ها و نئولیبرال های اکثریت را به صحت مواضع کمونیستی فراکسیون قانع کنند؟! در بهترین حالت این ساده لوحانه است و، اگر فرض را تماما بر صداقت اعلام کنندگان فراکسیون هم بگذاریم، خود این ساده لوحی نشانۀ این است که درک درستی از رابطۀ کمونیسم و سوسیالیسم و مارکسیسمی که این فراکسیون داعیه آن را دارد با نئولیبرالیسم و نئوکنسرواتیسم ندارند. پیدا شدن کمونیست ها از درون سازمان اکثریت را می توان به عنوان یک احتمال منطقی بررسی کرد، اما باقی ماندشان در سازمان اکثریت را نه. در نسل پیش بودند فعالین سیاسی ای که راه پیمائی طولانی شان تا رسیدن به سوسیالیسم و مارکسیسم را در نوجوانی حتی از امثال سازمان حجتیه آغاز کردند؛ اما کسی یک لحظه هم به صرافت ایجاد فراکسیون چپ در انجمن حجتیه نیفتاد. اگر کسی در درون اکثریت به سوسیالیسم و مارکسیسم رسیده باشد، اولین اقدامش خروج از سازمان است.

3. نقد ایدئولوژی و سکوت سیاسی
از نظر یک چپ و مارکسیست، مشکل سازمان اکثریت تنها ایدئولوژی اش نیست. سازمان اکثریت حزب لیبر بریتانیا نیست که عملکرد سیاسی و جایگاه اجتماعی اش را با برنامه و دیدگاه های بنیادی آن دربارۀ جامعه و مبارزۀ طبقاتی بتوان توضیح داد. چرخش به سوسیال دموکراسی در اکثریت خاصیتش توجیه سیاست و پراتیکی بود که فی الحال سازمان انتخاب کرده بود. عملکرد اکثریت در عرصۀ سیاست ایران از دوران انقلاب بهمن تا همین امروز عملکردی علیه انقلاب، در جهت تضعیف چپ، و مشخصا به زیان سوسیالیسم و رهائی کارگران بوده است. فراکسیون "کمونیستی" ای را می شود جدی گرفت که نسبت به این عملکرد عینی موضع انتقادی بگیرد. فراتر از نقش مخرب سیاسی، برخی از اعضاء و کادرهای اکثریت در دورۀ انقلاب در همکاری با عوامل سرکوب رژیم و شناسائی فعالان چپ نقش داشته اند. حتی در افشاگری های گاه و بیگاه کادرهای این سازمان از یکدیگر، نسبت هایی در مورد برخی از آنها در رابطه با ارگان های رژیم اسلامی در مدت اقامت شان در خارج کشور طرح شده است. فراکسیون نسبت به همۀ این ها ساکت است. محدود کردن نقد فراکسیون به سازمان به محدودۀ ایدئولوژی نباید و نخواهد توانست پرده ای برای پوشاندن عملکرد سیاسی (و بعضا اطلاعاتی) سازمان اکثریت باشد.

4. فعالان داخل کشور
گفته می شود که فراکسیون (عمدتا) متشکل از فعالان اکثریت در داخل کشور است. گفته می شود اینها در اعتقادات و عملکرد مسلط بر سازمان، که از جانب رهبری خارج کشور هدایت می شود، شریک نیستند. گیریم این طور باشد، اما داخل کشوری بودن اعلام کنندگان فراکسیون نه باقی ماندن در سازمان اکثریت را توجیه می کند و نه محدود ماندن نقد فراکسیون به عرصۀ ایدئولوژی را. بیانیه های فراکسیون تنها رمانتیسم غلیظی نسبت به بنیان گذاران سازمان فدائی را تلویحا به عنوان دلیل باقی ماندن در سازمان اکثریت عرضه می کند. اما این دلیل قابل قبولی نیست. دوران پر افتخاری که فراکسیون می خواهد باقی ماندن خود در سازمان اکثریت را با آن توجیه کند دست بالا شش سال نخست از عمر سی و شش ساله این سازمان را در بر می گیرد. سی سال کارنامۀ سیاه سیاسی را نمی توان به معصومیت دوران کودکی یک سازمان سیاسی بخشید. وانگهی، مگر نمی شود از سازمان اکثریت خارج شد اما اخلاق انقلابی و صداقت فدائیان اولیه را (ولی نه خط مشی سیاسی و دیدگاه های نظری شان را) پاس داشت؟

این رمانتیسم انقلابی تنها شق ممکن برای توضیح باقی ماندن فراکسیونی از فعالان داخل اکثریت در سازمان نیست. با توجه به سابقۀ سیاسی و شوائب پلیسی- اطلاعاتی در سازمان اکثریت، حتی باید این شق را که اعلام چنین فراکسیونی کار پلیس سیاسی در فضای سیاسی امروز ایران باشد منطقا بررسی کرد. یا محتمل تر، این شق را که پس از قریب به سی سال یکبار دیگر این حزب توده است که گروهی از فعالان سازمان فدائیان اکثریت را جذب خود کرده ولی همچنان در سازمان باقی شان گذاشته است. این شق آخر خصوصا با توجه به تمرکز نقد فراکسیون بر جنبۀ ایدئولوژیک سوسیال دموکراسی و مسکوت گذاردن تام و تمام عملکرد سیاسی محتمل تر جلوه می کند. حزب توده عینا مانند اکثریت در تمام این عملکرد سیاسی شریک بوده اما، برخلاف سازمان اکثریت، پس از سقوط شوروی به سوسیال دموکراسی نچرخید، بلکه همراه با احزاب برادر در سطح جهانی با تغییراتی مبانی ایدئولوژیک خود را حفظ کرد. امروز هم در عرصۀ سیاست ایران مواضع و جایگاه سیاسی حزب توده با اکثریت تفاوت مهمی ندارد، و تفاوت واقعی به مواضع جهانی آن ها مربوط می شود. حزب توده همراه با احزاب برادر اکنون نوعی مواضع ضد امپریالیستی و ضد امریکائی را (که در غیاب اردوگاه شوروی حتی بیش از گذشته از محتوای مارکسیستی تهی شده است) نمایندگی می کند حال آنکه در سازمان اکثریت یک جناح نیرومند نئوکان طرفدار امریکا حضور دارد و جناح دیگر نیز التفات گذشته را به مواضع ضد امپریالیستی ندارد. اگر این شق صحت داشته باشد که اعلام فراکسیون در اکثریت ثمرۀ کار حزب توده است، جایگاه چنین فراکسیونی را باید در متن موضع حزب توده و مناسباتش با رژیم ارزیابی کرد.

بنا به همۀ این ها، اگر فراکسیون کمونیستی در اکثریت واقعا می خواهد از جانب مارکسیست های ایران جدی گرفته شود، لازم است که این فراکسیون، اولا، فوری از سازمان اکثریت خارج شود؛ ثانیا نقد خود را از مواضع و عملکرد سیاسی سی سال گذشتۀ سازمان ارائه دهد؛ ثالثا هرگونه اطلاعاتی را که از همکاری پلیسی و اطلاعاتی اعضا و کادرهایی از اکثریت با مقامات رژیم در دوران انقلاب (و بعد از آن) دارند علنا اعلام کنند؛ و رابعا مواضع خود را نسبت به مسائل سیاسی روز جامعۀ ایران و جهان اعلام کنند. مادام که فراکسیون این چنین نکرده، مارکسیست های ایران محق اند در مورد اصالت آن شبهه داشته باشند.

به نقل از به پیش! شماره 21، چهارشنبه 19 اردیبهشت 1386، 9 می 2007

 
 
+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 21:12  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

 

سایه روشن جنگ و خطر حمله نظامی علیه ایران تاریخ را به یاد میاورد ایستگاه ۲۸ مرداد و سپ انحرافگاه گوادلپ تلاش موتورهای نظم غارتگر جهانی بود که امروز نیز تارنمای حضور انها در پشت نزدیکترین مرزها دیده میشود .قصد این نوشته پاسخی است به یک

ارایش بی ربط و یا گفتاربی ربط برخی دانشجویان به نام چپ رادیکال و موضع انها در قبال حمله نظامی امریکا ..

انچه مصطفی صابر در مورد خطر پاسیفیسم و ناسیونالیسم دانشگاه هشدار میدهد پاسخی است به چپ مجنون که در عدم اگاهی وشناخت از پایه ای ترین اصول مبارزه در فقدان یک پلاتفرم سیاسی رادیکال تنها جهت ابراز وجود خود و افراشتن پرچم مخالفت با جبهه سابق خود پشت تریبون جرح و تعدیل اسلامی میرود .جنبش سرنگونی رژیم اسلامی در یک طرف و جنبش جایگزینی در طرف دیگراین تضاد صحنه اصلی مبارزه را تشکیل میدهند انچه دراین میان حائز اهمیت است شناخت تضاد درونی طرفین تضاد و تلاش جهت بسیج وسازماندهی انها در مفهوم مثبت مبارزه ووصول وفاق اکثریت است.

انچه در جبهه اول امروز بسیار حیاتی و سرنوشت ساز است متشکل شدن و متشکل ماندن است که این مجال را چپ دانشجوئی با حفظ تمامی ماکسیمالیسم رادیکالیزمش به سایرین در ظرفها و بسترهای مناسبش داده است اما این جاست که با پیروزی چپ در مطالبات اکثری (کارگران,معلمان,زنان و...)و به طبع ان دانشجوئی (۱۶ اذر ,۲۰ اذر و۸ مارس در پلی تکنیک و دانشگاه تهران ,وقایع دانشگاه مازندران و ... )موجبات خروج از ریل پرنسیپ سیاسی را برای مخالفین درون جنبش سرنگونی را فراهم میاورد . انچه برای دفتر تحکیم ,جریانهای لیبرال و دوم خردادیهای چپ نامیده شده پایان کار است برای چپ رادیکال انقلابی دانشگاه اغاز راه است.

سرنگونی رژیم کنونی در ابعاد مبارزه برای ازادی منفی دانشجویان قرار دارد اما در پاسخ به ان واستقرار حاکمیت بلافصل ومستقیم مردم این روند مبارزه مثبت ازادی است که میتواند اعتماد از دست رفته مردم نسبت به انقلاب در صده اخیر را برگرداند واین یعنی جنبش بازگرداندن اختیار به انسان که امروز قوی تر و پیشروتر از همه در حال کندن کانالهای مبارزه جهت هدایت دینامیسم موجود ونهایتا تغییر نظم کنونی است.حمله امریکا به عراق وسیاست ان در قبال ایران یک واقعیت همیشه محکوم است اما در افتادن به دام مبارزه با ان هم وزن جنبش سرنگونی اژیر پاسیفیسم را به صدا در میاورد و غلطیدن به اغوش پاسیفیسم یعنی قدم زدن زیر پرچم دشمن در همه اشکال ان و کمک به سیاستهای ضداکثری.

انچه جمهوری اسلامی از خطر حمله نظامی وتحریمهای اقتصادی سود میبرد تضعیف اردوی جنبش سرنگونی واعمال سیاست ارعاب توده ها حول یک پلاتفرم فوق راست فالانژیستی و تاخیر در برگرداندن ساعت شنی رژیم به دست اکثریت پرولتری است و انچه امریکا وهم پیمانان ضد کارگری اش ازان سود میبرند تلاش جهت تضعیف جبهه الترناتیو اکثری است در این میان چشم انداز صلح مستلزم تشخیص این واقعیت است که در دعوای بین قدرتها امپریالیستی کارگران وزحمت کشان منفعتی ندارند و جانب هیچ کدام را نباید بگیرند .ان دسته از جریانهای مخالف جنگ که ماهیت ضد کارگریشان برهیچ ازاد اندیشی پوشیده نیست درتلاش برای تعدیل این نظام از عراق به عنوان موزه عبرت در موعظه های خود استفاده کرده وبا حمله به سلطنت طلبان منتظر قدرت گیری لیبرال های به اصطلاح جمهوری خواه میمانند که به زعم ایشان دراین میان قدرت اراده توده ها تنها در نمایشنامه رفراندم قابل کنترل است. ایشان به دنبال ظرفهای مناسب تبلیغاتی در پی ژنرالهای بدون ارتش هستند تا ایده های خود را به واقعیت نفوذ ناپذیر وسرسخت تحمیل نمایند ایده هائی که نهایتا با واقعیتهای اجتماعی خوانائی ندارند .

جنبش سرنگونی دانشجویان را به عنوان مولدین سلاح نظری در کنار سایر اقشار مبارز سازماندهی میکند اما چپ انقلابی دانشگاه در کنار سایر انقلابیون سوسیالیست وظیفه سازماندهی و هدایت این جنبش را به عهده دارند.شناخت تضاد درونی جنبش سرنگونی بخش مهمی ازکل پروسه شناخت در مبارزه است.همانقدر که تضاد اصلی نیاز به شناختی ابژکتیو بر پایه یک تحلیل کنکرت از اوضاع دارد شناخت تضاد درونی جنبش سرنگونی نیز خودنمائی میکند.ضعف در تئوری پیوند و دست وپا زدن در تعریف های ابتدائی موضوعی که دوستان را نگران ابروی سیاسی خود کرده است.شاید عجیب باشد اگر در اغاز قرن بیست ویکم هنوز مجبور باشیم نقد "مارکس "از سوسیالیسم تخیلی را به یک سوسیالیست دیگر که خود را چپ رادیکال دانشجوئی میداندیاداوری کنیم ... که سوسیالیسم یک طرح ذهنی , الگو ویا سرمشق نیست بلکه مبارزه طبقاتی است,پراتیک تغییر نظم موجود است... بنا براین سوسیالیسم یا کمونیسم یک ارمان مطلوب نیست که برای ماتریالیزه کردن ان نقشه ای جذاب رقم بزنیم وتصورکنیم اگر تعدادی طرفدار یا مرید به دور ان گرد ایند ...پس نیروی مادی رسیدن به ان نیز فراهم امده است .

حفظ مسیر مبارزه وحرکت بر روی ریل رادیکالیسم چپ حاصل سالها تلاش و خشت روی خشت گذاشتن رفقائی است که در ضیافت های پلاک ۲۰۹ اوین ,۵۹ عشرت اباد,خ سئول و ۲سپاه

فریادشان ویا حتی حذف فیزیکشان به جرم مبارزه مستقل , اگاهانه یا نا اگاهانه از یاد برده میشوند

بی مایگی اظهاراتی که از جانب عده ای در باب سوسیالیسم و مارکسیسم در قالب هایی نظیر معرفی نظریه پردازان مارکسیست صورت می گیرد و پر گویی های پر طمطراق و توخالی در باب مقایسه تطبیقی محتوای نظری نیروهای چپ گرا در دهه های چهل و پنجاه و نیروهای کنونی چپ، ضرورت ارائه مطالبی را در جهت معرفی و توضیح گرایشات چپ عیان می سازد. این مطلب کوتاه نیز گامی در جهت پاسخ به همین نیاز است.

عده ای نسبت به دموکرات نبودن نیروهای چپ کنونی اظهار تردید می کنند، در حالی که در تمام سطوح جامعه و به خصوص در دانشگاه ها، نیروهای چپ رادیکال در صف مقدم دفاع از مطالبات دموکراتیک و حقوق صنفی و مدنی قرار دارند. در این مقاله به صورت اجمالی در جهت تنویر افکار عمومی نسبت به ماهیت نیروهای چپ رادیکال ( در مقابل سمپاشی هایی از نوع بالا) خواهیم کوشید. سعی ما بر این است که توضیحات خود را با ادبیاتی شفاف ارائه دهیم تا پیام خود را به صورت واضح و روشن به مخاطبان خود منتقل کنیم.

جنبش چپ، جنبش نقد دائم شرایط موجود و نفی مداوم سرمایه داری از منظر طبقه کارگر به قصد ایجاد تحولی بنیادین در اساس جامعه (از جمله روابط مالکیت) است. ابتدا باید چهارچوب نظری خاصی را که منجر به ارائه چنین تعریفی از جنبش چپ می گردد، به طور خلاصه بیان کنیم.

تحلیل طبقاتی جامعه با روشی ماتریالیستی، دیالکتیکی و تاریخی در مرکز ثقل این دیدگاه قرار دارد. از این منظر جامعه چون کلیتی یکدست و یکپارچه حاصل از گرد هم آمدن افراد منفرد در نظر گرفته نمی شود و دولت به عنوان نهادی خنثی که کارش صیانت از حقوق افراد و قضاوت و مداخله در موارد اختلافی است، شناخته نمی شود.

در این دیدگاه طبقات اجتماعی به عنوان یک میانجی مهم و عمده میان فرد و جامعه ظاهر می گردند که در تعیین هویت و ساختار درونی هر یک از این دو مفهوم نقش محوری دارند. روابط ما بین طبقات اجتماعی حاصل از شیوه تولید و معیشت انسان ها در هر دوره تاریخی از طریق ایدئولوژی ها و نیروهای نظامی و قهر آمیز توجیه و تثبیت می گردند..در طول تاریخ بشری طبقات حاکمه دولت را به عنوان ارگان سرکوب و پاسدار منافع خود شکل داده اند و طبقات تحت استثمار نیز به شیوه های مختلفی از رفرم گرفته تا آشوب، قیام و انقلاب در مقابل طبقات حاکم بر می خیزند و اینگونه است که تاریخ جوامع، تا کنون تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است.

در این میان جنبش چپ نه به عنوان فرقه ای ایدئولوژیک متشکل از مصلحین اجتماعی بلکه به عنوان جنبشی برآمده و معطوف به یکی از طبقات حاضر در جدال یعنی طبقه کارگر است. تئوری این جنبش سوسیالیسم انقلابی یا مارکسیسم) تئوری نقد مناسبات سرمایه داری از منظر طبقه کارگر می باشد و هدف آن پیروزی طبقه کارگر در منازعه طبقاتی و تسخیر قدرت سیاسی توسط این طبقه است و در نهایت انحلال طبقات و از میان رفتن دولت است.

تا همین جا زمینه بحث بسیار گسترده است. نظریات متعددی وجود دارندکه در برابر تحلیل طبقاتی فوق موضع می گیرند یا صحت جهانی آن را به زیر سوال می برند. این مجادلات محتوای هزاران صفحه بحث نظری بین متفکران چپ گرا و راست گرا را تشکیل می ده دکه خواننده علاقه مند می تواند به این متون مراجعه نماید.

اما باید افرادی را که با فخر فروشی و به سیاق صفحات روزنامه شرق قصد دارند دیدگاه های نظریه پردازان خاصی را به عنوان تنها نظریات جا افتاده و قابل قبول چپ گرایان به جامعه قالب کنند! از این امر مطلع نمود که از زمان انتشار مانیفست کمونیسم در سال 1848 تا کنون مباحث بسیاری توسط بزرگان نظری و سیاسی جنبش چپ چون انگلس، لنین، لوکاچ، گرامشی، لوکزامبورگ و تروتسکی و ...طرح گردیده است که در این میان نظریات جزم اندیشان و جبر گرایانی چون کائوتسکی صفحات اندکی از این ادبیات پر بار را اشغال می نماید. هر چند پناه بردن مریدان پوپر و هایک به چنین چهره هایی در مقابل چپ رادیکال مایه مزاح و انبساط خاطر را فراهم نموده است.

اما در این وانفسا که جانیان سابق نقش آزادیخواهان را بازی می کنند، شاهزاده پهلوی طرفدار دموکراسی می شود و یکی از عناصر مشکوک زندان اوین به کمک رادیو "صدای آمریکا" به رهبری جنبش دانشجویی ارتقا می یابد. باید اندکی بیشتر پیرامون خصوصیات سیاسی چپ رادیکال بحث نمود.

در دیدگاه چپ رادیکال، ایران به عنوان جزئی از نظام جهانی سرمایه (حال یاغی یا مطیع!)مورد تحلیل واقع می شود. لذا مبارزه طبقاتی به صورت جدالی مشخص میان ارکان سرمایه (اعم از داخلی یا خارجی) ، حاکمیت و طبقه کارگر در بطن جامعه جریان دارد.

شرایط ایران مطالبات دموکراتیک و آزادیخواهانه ای چون "آزادی بیان" ، "آزادی تشکل" و .... را در چهارچوب پلاتفرم خاص طبقه کارگر و چپ رادیکال (که چیزی جز پیگیری مستمر جهت تحقق سوسیالیسم نیست) برجسته نموده است. البته شیوه برخورد چپ رادیکال با این مطالبات کاملاً متمایز با اپوزیسیون راست و شیوه بورژوایی می باشد که در کنار چگونگی پیوند این مطالبات دموکراتیک با مطالبات سوسیالیستی از منظر چپ رادیکال (در تمایز با دیگر نحله های چپ) خود جای بسط و بحث بسیار دارد..

چپ رادیکال تضاد میان "آزادی" و "برابری" را نمی پذیرد و دوگانگی میان این دو مفهوم و خواسته بنیادین انسانی را ناشی از محدودیت های مناسبات جامعه سرمایه داری می داند.

با این مقدمات چپ رادیکال معتقد است حاکمیت سرمایه داری در ایران اساساً با نوعی خود کامگی ملازم است. لذا بحث ابداً بر سر انتخاب یک دموکراسی بورژوایی یا یک حکومت استبدادی با شکل بندی ماقبل سرمایه داری نیست.

طبقه سرمایه دار در ایران همواره با حکومت های خودکامه سازش کرده و هیچ گاه نیروی سیاسی مستقلی را شکل نداده است که نبرد با خودکامگی را تا انتها پیش ببرد. ریشه این مسئله را می توان در این واقعیت جستجو کرد که دموکراسی حقیقی در ایران به سرعت مناسبات اقتصادی سرمایه داری را نفی می کند و منافع عینی توده های وسیعی از مردم به صورت بارزی با مناسبات اقتصادی مزبور بیگانه است.

لذا طبقه سرمایه دار همواره به قدرت خودکامه ای نیازمند است تا مناسبات اجتماعی و اقتصادی سرمایه داری را به جامعه تحمیل کند.

البته باید در نظر داشت که که درباره مسئله دموکراسی به صورت عام نیز چپ رادیکال کاملاً متفاوت می اندیشد. برای چپ رادیکال دموکراسی بورژوایی نه یک هدف و نه یک ایده آل ذهنی بلکه مفهومی است که در هر دوره معانی و تعابیری دارد و با توجه به معنای مشخص آن در دوره ای که به کار برده می شود ، درباره آن موضع گیری می شود.

"دموکراسی" در چهارچوب ادبیات لیبرالی حاکم بر جهان، آن شکل بندی سیاسی را مد نظر دارد که حکومت جهان شمول سرمایه را تضمین نماید. به این ترتیب "دموکراسی" از یک مدل پیشنهادی برای پاسخگویی به خواست های عمومی همچون حکومت "نژاد برتر" به یک غایت نهایی ارتقا می یابد.برای حصول این غایت هرگونه جنگ افروزی، تهاجم یا تجاوز نظامی مجاز شمرده می شود. حتی اگر لازم باشد می توان ریختن بمب های فسفری و خوشه ای را بر سر مردم فلوجه توجیح نمود!

در ادامه همین منطق است که از نظر برخی از دموکراسی خواهان ایرانی وصول به "دموکراسی" از هر طریقی (جنگ، تحریم یا جنگ های قومی و...) مورد حمایت است. خارج از این نکته که چنین روش هایی منجر به آمدن دموکراسی مورد ادعایی خود آقایان هم نخواهد شد این مسئله نشان دهنده نوعی اندیشه غایت محور در ذهن لیبرالیسم حاکم بر جهان امروز است که در آن هدف وسیله را توجیه می کند.(به عبارتی دیگر این طرز تفکر نزدیکی بسیاری با یک دیدگاه فاشیستی دارد)

چپ رادیکال استقرار یک حکومت دموکراتیک را بسیار مطلوب ارزیابی می کند و این خواست را با سیاست خاص طبقاتی خود، تنها از طریق رشد و ارتقای جنبش های اجتماعی و جهت گیری خاص آن ها ممکن می داند.

طرق پیشنهادی دیگری چون زمینه چینی برای وقوع انقلاب رنگی، تحریم و.... مورد پذیرش چپ رادیکال نیست. این مسئله نافی دموکرات بودن چپ رادیکال و تعهد آن به آرمان های آزادی خواهانه نیست، بلکه نشانگر راهبرد متفاوت این جنبش از اپوزیسیون لیبرال و راستگرای ایران است.

نمونه ای از شیوه برخورد چپ رادیکال با مسائل روزمره سیاسی می تواند قضیه را روشن تر کند. تجمع در حمایت از حقوق دکتر ناصر زرافشان، اکبر گنجی، مهندس موسوی یا هر زندانی سیاسی دیگر، عملی است که در آن هر نیروی دموکراتیک اصیلی از جمله چپ رادیکال شرکت می نماید. در همین حال عدم حمایت از تجمع هواداران آقای گنجی در مقابل دفتر سازمان ملل در نیویورک و نقد این گونه حرکات از سوی چپ رادیکال نشان دهنده تفاوت هایی بنیادین در نگاه به سیاست، ارزیابی شرایط ایران و چگونگی عمل برای رسیدن به نتایج مطلوب است.

به طور خلاصه بگوییم که این یک شانتاژسیاسی است که هر کس در ایران با مشی لیبرالی و شیوه های آمریکایی کنار نیاید، دموکرات نیست چپ رادیکال نه تنها در مقابل این شانتاژها عقب نخواهد نشست، بلکه مستقیماً بنیان های نظری بخش عمده ای از اپوزیسیون راست و لیبرال را به چالش خواهد کشید.

در مورد چپ رادیکال ناگفته ها بسیار است، اما ادامه بحث و چگونگی پیشبرد آن را به مقتضیات زمان واگذار می کنیم .

و در پایان تاکید می کنیم که چپ رادیکال در ایران با هدف پیشبرد سیاست مستقل طبقه کارگر، پیگیری خواست های ملازم آزادی خواهی و برابری طلبی را در دستور کار خود دارد و فارغ از انگ ها و آزار ها راه خود را ادامه خواهد داد

+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 21:10  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
روزبهان اميري/ پريسا نصرآبادي/ كيانوش بوستاني دانشجويان دانشگاه تهران كه در جريان شركت در تجمع قانوني روز جهاني كارگر توسط نيروهاي اطلاعات دستگير شده بودند و وسابل شخصي آنان ضبط شده بود  امروز شنبه مورخ ۲۲ ارديبهشت  در حالي كه براي باز پس گرفتن وسايل خود به خيابان نيلوفر مراجعه كرده بودند پس از ۱۰ روز به دادگاه انقلاب (شعبه امنيت ملي) فرستاده شدند.

+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 20:56  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
عفو بين الملل با انتشار اطلاعيه اي نسبت به نقض حقوق چهار تن از زندانيان سياسي در ايران اعتراض كرد.
در اين اطلاعيه كه پيرامون وضعيت دكتر كيوان انصاري (عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران)، خيرالله درخشندي (فعال سابق دانشجويي)، ابوالفضل جهاندار(فعال سابق دانشجويي) و كيوان رفيعي (فعال حقوق بشر) صادر شده آمده است:

وكلاي سه تن از اين چهار نفر كه همگي آنها در بند ۲۰۹ اوين در تهران نگهداري مي شوند اعلام كرده اند كه درخواست تجديدنظر از حكم زندان اين محكومان را در ماه آوريل به شعبه ۳۲ دادگاه تجديدنظر تسليم كردهاند.

دكتر كيوان انصاري از سوي شعبه ششم دادگاه انقلاب به چهار سال و نيم زندان به اتهام “اقدام عليه امنيت ملي، تجمع و توطئه با قصد تبليغ عليه نظام و توهين به مقامات حكومتي” محكوم شده است. دكتر كيوان انصاري به عنوان عضو سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) در تاريخ ۱۸ سپتامبر سال گذشته بازداشت و در زندان انفرادي در بند ۲۰۹ اوين نگهداري مي شود و درخواست وي براي تجديد نشر نيز براي ۱۷ آوريل در شعبه ۳۲ دادگاه تجديدنظر تهران تعيين وقت شده است.

خيرالله درخشندي و ابولفضل جهاندار نيز به دليل “اقدام عليه امنيت ملي و تجمع و توطئه به قصد تخريب امنيت كشور” به ترتيب به سه و دو سال و نيم زندان محكوم شده اند. وكلاي اين سه نفر گزارش داده اند كه درخواست تجديد نظر اين سه نفر را به شعبه ۳۲ دادگاه انقلاب در تهران تقديم كرده اند. خيرالله درخشندي، فارغ التحصيل مديريت صنعتي و روزنامه نگار است و ابوالفضل جهاندار عضو سابق شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت است و در حالي كه هنوز دانشجو بود در تاريخ ۱۹ آگوست بازداشت شد.

در اطلاعيه عفو بين الملل با اشاره به وضعيت نگران كننده سلامتي كيوان رفيعي آمده است: در ميانه ماه ژانويه پرونده وي به شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب رفته است. در ادامه اين بخش گزارش عفوبين الملل به چندين مورد اعتصاب غذاي اين زنداني سياسي اشاره شده و از جمله مشكلاتي كه كيوان رفيعي در بند ۲۰۹ اوين با آنها رو به رو است به “عدم دسترسي به وكيل و عدم دسترسي به پرونده” اشاره شده است. كيوان رفيعي كه در تاريخ ۹ جولاي ۲۰۰۶ بازداشت شده است به عنوان سخنگوي گروهي كه در ايران به نام فعالان حقوق بشر در ايران ناميده مي شوند، شناخته مي شود.”

در اين اطلاعيه همچنين با ذكر سخناني از محمود احمدي نژاد در ۵ سپتامبر كه نسبت به نفوذ سكولاريسم در دانشگاه ها هشدار داده بود و گفته بود “من به دانشجويان مي گويم كه توي دهن استادان سكولار و ليبرال بزنند” آمده است: شماري از دانشجويان به دليل فعاليتهاي سياسي شان از ادامه تحصيل در ايران بازمانند. در اطلاعيه به برخوردها با سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحكيم وحدت) اشاره و يادآوري شده است : “سيد علي اكبر موسوي خوئيني دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران در ۱۲ ژوئن بازداشت و در ۲۱ اكتبر با قيد وثيقه آزاد شد. وي در مدت زندان گزارش هايي از شكنجه و رفتارهاي غيرقانوني در زندان ارائه داد و اكنون پرونده او به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و مشاركت در تظاهرات دفاع از حقوق زنان، برهم زدن نظم عمومي، تبليغ عليه نظام و توهين به رهبري، بدون تعيين وقت در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب مطرح است. ”

اطلاعيه افزوده: “سازمان دانش آموختگان ايران، كه اعضاي آن فارغ التحصيلان دانشگاههاي ايران هستند براي ارتقاي سطح دموكراسي و حقوق بشر در ايران تلاش ميكند. دفتر اين نهاد در ۱۸ سپتامبر توسط نيروهاي امنيتي مورد هجوم قرار گرفت و كامپيوترها و ديگر وسايل اداري اين سازمان توسط اين افراد توقيف شد. وب سايت اين تشكل به نام “ادوارنيوز” اخبار جنبش دانشجويي و حقوق بشر را منعكس مي كند.”

عفو بين الملل همچنين توصيه هايي را مطرح کرده است، از جمله :
- تجديد نظر در انتساب اتهامات وارده به كيوان رفيعي، خيرالله درخشندي، ابوالفضل جهاندار و دكتر كيوان انصاري.

- به رسميت شناختن حق بين المللي آزادي بيان و تجمعات.

اين سازمان بين المللي در نهايت از حاكميت جمهوري اسلامي خواسته كه دست از تهديد و سركوب سازمانهاي دانشجويان و فعالان حقوق بشر بردارد و با فعاليتهاي مسالمت آميز و مدني فعالان حقوق بشري و فعالان سياسي برخورد امنيتي نداشته باشد.

+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 20:43  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

برای مقابله با فیلترینگ جمهوری اسلامی، اخبار و اتفاقات ایران و

 جهان ،همراه میشویم 

 با  مرکز پخش خبری سازمان جوانان کمونیست                  Communist youth organization(sjk) 

         sjk_news@yahoo.com         fax:004631899613                                                                   

   آدرس سایت سازمان جوانان کمونیست   http://www.cyoiran.com/   

+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 20:24  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

رادیوفردا

ارتش آمريکا اعلام کرد که با هدف متلاشی ساختن شبکه ای که ظن آن می رود برای ورود مواد منفجره پيشرفته از ايران به عراق فعاليت می کند، به شهرک شيعه نشين صدر يورش برده و سه نفر را بازداشت کرده است.خبرگزاری رويترز گزارش داد که در اين حمله، دست کم درون يک خودرو، مواد منفجره ای کشف و خنثی شده اند.به گفته ارتش آمريکا، اين ظن وجود دارد که شبکه مورد نظر، افرادی را برای آموزش عمليات تروريستی به ايران اعزام می کند.

+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 20:19  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
 Shahla_daneshfar@yahoo.com

يک تلاش دايمي جمهوري اسلامي در عقب راندن اعتراضات کارگري تهديد٬ فشار و دستگيري فعالين و رهبران کارگري است. رژيم حمله خود به کارگران را از قبل از اول مه با دستگيري محمود صالحي ازفعالين اول مه سقز شروع کرد و هم اکنون ١٣ نفر از رهبران کارگري در شهر سنندج به اسامي شیث امانی - خالد سواری - صدیق کریمی - اقبال لطيفي يدالله مرادي نجمه الدين رجبي فارص گویلیان - انور مفاخري - صدیق امجدی - حبیب الله کلکانی - محی الدین رجبی - صدیق صبحانی طیب چتانی به جرم برگزاري و شرکت در مراسم اول مه در زندانند.

بايد در برابر اين فشارها ايستاد. کارگران دستگير شده بايد فوري و بدون قيد و شرط آزاد شوند. صندوق همبستگي مالي با کارگران يکي از سنت هاي جاافتاده در مبارزات کارگري و ظرفي براي ايجاد همبستگي و تقويت اتحاد در ميان کارگران است. ما در اينجا صندوقي را   براي جمع  آوري كمك براي کارگران دستگير شده و کمک رساني به خانواده هاي آنان اعلام ميكنيم و از همه مردم آزاديخواه ميخواهيم كه به اين صندوق كمك كنند.

   کمک مالي به اين صندوق بخش مهمي از حمايت سياسي و اتحاد کل کارگران و مردم آزاديخواه از کارگران دستگير شده و   دفاع از حقوق اوليه خود٬ حق تشکل٬ حق اعتصاب و حق برپايي مراسم مستقل اول مه و ديگر خواستها و مطالبات کارگري است.

به صندوق همبستگي مالي با کارگران دستگير شده کمک کنيد. نگذاريم که خانواده هاي اين کارگران در فشار و تنگناي مالي باشند. بويژه اکنون در رابطه با دستگير ي هاي اول مه سنندج و نيز محمود صالحي کمک رساني به خانواده هاي آنان بخشي از اقدام اضطراري در مقابل تهاجم به جنبش کارگري و به کل جامعه است.   طبعا ما ميخواهيم که در   محل خودتان تلاش کنيد که خود   مبتکر تشکيل شعبات چنين صندوقي باشيد و به کمک هايتان به اين عزيران ادامه دهيد. همچنين صندوق مالي کمک رساني به خانواده هاي دستگير شده را که شماره آنرا در زير اعلام ميکنيم به دوستان و آشنايانتان معرفي کنيد و براي اين صندوق کمک جمع آوري کنيد.   به اين صندوق که آدرس آنرا در زير آورده ايم کمک مالي کنيد.

کمک هاي خود را به اين شماره واريز کنيد :

K.F.K.S

plusgiro   160 44 46-3

هماهنگ كننده كميته همبستگي كارگري حزب كمونيست كارگري ايران

شهلا دانشفر

٥ مه ٢٠٠٧- ١٥ ارديبهشت ١٣٨٥

+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 20:17  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

تهران- خبرگزاري كار ايران
دبير اجرايي خانه كارگر اسلامشهر از اخراج 65 كارگر رسمي شركت دام طيور خبر داد و گفت : اين اخراج در روز جهاني كارگر به آنان ابلاغ شده است. "محمدحسن پورطالبيان" در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگري ايلنا , ضمن بيان اين مطلب افزود : بيشتر اين كارگران داراي سوابق طولاني‌‏مدت هستند و در برخي موارد حتي سوابق آنان به 20 سال هم مي‌‏رسد.
وي با اشاره به مراجعه كارگران اخراجي به خانه كارگر اسلامشهر گفت : در اين زمينه مكاتبه‌‏اي را با فرماندار انجام داده‌‏ايم و وي نيز با نظر مساعد موضوع را به اداره كار اسلامشهر ارجاع داده است.
اين مقام كارگري، كمبود نقدينگي را ادعاي كارفرما براي تعطيلي دام‌‏طيور دانست و گفت : صنعت مرغ‌‏داري در وضعيت مطلوبي از نظر سوددهي برخوردار است.
پورطالبيان گفت : بايد كارگران ، تا بازگشايي مجدد واحد تحت پوشش بيمه بي كاري قرار بگيرند.
وي خاطرنشان كرد : كارگران اخراجي دام‌‏طيور مدعي هستند كه كارفرما مي‌‏خواهد با تسويه حساب با آنان ، كارگران قراردادي به كار گمارد

 

+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 20:16  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
خبرگزاری ایسنا: "حسن حداد، معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران گفت 8 نفر در رابطه با پرونده‌ي نشريات دانشجويي دانشگاه اميركبير دستگير شده‌اند. وی مدعی شد با توجه به آن‌كه 4 نفر از بازداشت‌شدگان در رابطه با مطالب منتشره در نشريات دانشجويي دانشگاه اميركبير، مديران مسوول نشريات مورد نظر هستند، آن‌چه در اين نشريات به چاپ رسيده، منتسب به اين افراد است. وي با بيان اين‌كه بعضي از مديران مسوول اين قضيه را منكر شده‌اند، ادعا كرد: با تحقيقات به عمل آمده مشخص شده كه قطعا اين عمل از ناحيه‌ي اين افراد انجام شده است. رابط‌ هاي اين افراد براي انتقال نشريه به چاپخانه و انتشار آن نيز شناسايي شده‌اند. معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران، عنوان اتهامي اين دانشجويان را توهين به پيامبر(ص)، ائمه معصومين (ع) و توهين به مقدسات بيان كرد.وي همچنين در مورد پرونده‌ي حسين موسويان، عضو ارشد تيم سابق مذاكره‌كننده‌ي هسته‌يي نیز گفت: دو نفري كه در رابطه با اين پرونده احضار شده‌اند از طريق وزارت اطلاعات و با حكم قاضي از سوي دادسرا احضار شده‌اند. حداد، اسامي افراد احضار شده در رابطه با پرونده‌ي موسويان را اعلام نكرد و افزود: تحقيقات در رابطه با پرونده‌ي موسويان ادامه دارد. حداد هم‌چنين خبر داد: 7 نفر از معلماني كه در بازداشت بودند، با تبديل قرار بازداشت به وثيقه و كفالت آزاد شده‌اند."
+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 20:15  توسط جوانان سوسیالست ایران | 

محمود احمدی‌نژاد، ریيس جمهوری ايران، روز چهارشنبه در جمع بسیجیان اظهار داشت که در تهران عده‌ا‌ی هستند که به دنبال ترور امام زمان می‌گردند.

احمدی‌نژاد عصر چهارشنبه در سالن پنج آذر نيروی مقاومت بسيج و در همايش فرماندهان بسيج سراسر كشور بسيج را متشكل از انسان‌هاي مومن، ايثارگر و پرخرورش براي دعوت و مقدمه‌سازی تحقق آرمان‌ها خواند و اظهار داشت: "بسيج خواهان خير و صلاح همگان است و نقطه مقابل اين دسته و گروهی نيست و بلكه تنها مدافع ارزش‌های الهی است".

به گزارش فارس، احمدی‌نژاد در بخش ديگری از اظهارات خود با اشاره به بخشی ازسخنان آیت الله خمينی مبنی بر اين كه تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم، خاطرنشان كرد: "مگر می‌شود انسان مكتبی، انقلابی، متصل و پيرو ولايت نسبت به مسايل دنيا بی‌تفاوت باشد، چنانچه انديشه بسيج هم متعلق يک جغرافيا، نژاد و يا قوم خاص نيست، بلكه جهانی است و هر كجای دنيا ظلم است مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم".

احمدی‌نژاد افزود: "دنياطلبان با ثروت و تبليغات و وسوسه‌هاي شيطاني هميشه قصد كور كردن اين نقطه نورانی را داشتند و سعی كردند ذهن ملت‌ها را از اين حقيقت منحرف كنند".

احمدی‌نژاد گفت: "كيست كه می‌تواند تنها بر پايه انديشه خود عدالت را برپا كند، هر كس كه اين ادعا را دارد، ادعايش شيطانی است، آنچه نظم نوين جهاني تلاشي سازمان‌يافته براي جلوگيری از حاكميت عدل الهی بود و برای بدل زدن و خنثی كردن حاكميت الهی آن را بيان كردند".

احمدی نژاد همچنين اظهار داشت: "در جبهه استكبار پرونده امام زمان كامل شده است و فقط به دنبال آدرس می‌گردند تا بروند كار را تمام كنند، در همين تهران عناصر بيگانه‌ای هستند كه از عرفا و مومنان خانه و محل ملاقات امام عصر (عج) را سراغ می‌گيرند تا مانع تحقق حاكميت عدل الهی شوند، بايد مناطقی كه غفلت صورت می گيرد و ما را از محور حقيقت عالم دور می كند مورد توجه بيشتر قرار دهيم".

رییس‌جمهوری ایران خاطرنشان کرد: "مگر مي‌تواند موحد بود،اما در مقابل پايمال شدن كرامت انسانی فرياد نزد، نيامد و نخواهد آمد روزی كه فرزندان امام( راه سازش را در پيش گيرند و در مقابل اخم و تهديد مستكبرين تسليم شوند".

احمدی‌نژاد گفت: "جيغ‌های بنفش سران كفر بی‌دليل نيست، آن‌ها نگران پيشرفت علمی ما نيستند، اما می‌دانند كه با حاكميت ولايت و فرهنگ بسيجی انرژی عظيمی در دنيا آزاد می‌شود و پرچمی از نور،عدالت و حقيقت‌خواهی در دنيا برپا مي‌شود، چنانچه امروز در جنوبی‌ترين شهرهای آمريكای جنوبی، آفريقا و آسيای ميانه و ساير نقاط جهان حرف‌هايی زده می‌شود كه مردم ما در تهران نيز آن را بيان می‌كنند بنابراين دنيا در حال حركت به سمت عدالت و پاكی است".

+ نوشته شده در  Sat 12 May 2007ساعت 22:47  توسط جوانان سوسیالست ایران | 
 
ÏÇäÔÌæíÇä ÒäÏÇäí ÑÇ ÂÒÇÏ ˜äíÏ